رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٨٤ - ٥ كلمه«استرجاع» را بر زبان جارى كنيد
امّا كسى كه معتقد است به اين كه مالك هيچ چيز نيست، ديگر نه از ورود مصيبت متأثّر مىشود و نه از فقدان داشتههايش اندوهناك (و نه از رسيدن سودى، مسرور). پس كسى كه ايمان دارد به اين كه مالك، تنها و تنها خداست، چگونه از رسيدن مصيبت، متأثّر مىشود؟ و او حق دارد و مىتواند در ملك خودش هر گونه تصرّفى بكند.[١]
ابو طلحه، از اصحاب پيامبر خدا (ص) يكى از فرزندانش را بسيار دوست مىداشت. اين فرزند، بيمار شد. همسر ابو طلحه، وقتى ديد كه مرگ فرزندش نزديك است، ترسيد كه آسيبى به شوهرش برسد؛ از اين رو، هنگام مغرب، وى را به مسجد نزد پيامبر خدا (ص) فرستاد. پس از خروج او، فرزند از دنيا رفت. مادرش او را در پارچهاى پيچيد و در گوشهاى از خانه پنهان ساخت. از ديگران نيز خواست كه هيچ خبرى به ابو طلحه ندهند. سپس غذاى خوشمزهاى آماده كرد و خود را بياراست.
وقتى ابو طلحه بازگشت، سراغ فرزندش را گرفت. همسرش به او گفت كه حال او خوب است. ابو طلحه پرسيد: «آيا غذايى هست كه بخوريم؟». همسرش غذا را آورد و ... پس از آنكه ابو طلحه به آرامش رسيد، همسرش به وى گفت: «آيا ناراحت مىشوى از اينكه وديعهاى را كه نزد ما بوده، به صاحبش برگردانده باشيم؟».
ابو طلحه گفت: «سبحان الله! نه». همسرش گفت: «پسر تو نزد ما امانتى بود كه خداوند، آن را پس گرفت». ابو طلحه كه فرزندش را بسيار دوست مىداشت، گفت: «پس من به بردبارى كردن، شايستهتر از تو هستم». سپس از جا برخاست و غسل كرد و دو ركعت نماز خواند و به سوى مسجد النبى (ص) حركت كرد ....[٢]
اين، نشاندهنده نقش شناخت در واكنشهاى انسان به حوادث تلخ و ناگوار است. شناخت منطقى و نگرش خردمندانه مىتواند موقعيتهاى ناخوشايند را تحمّلپذير سازد و بدين سان، از بروز فشارهاى روانى، جلوگيرى نمايد.
[١]. ترجمه الميزان، ج ١، ص ٥٣١- ٥٣٣.
[٢]. مسكّن الفؤاد، ص ٦٧؛ بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ١٥٠، ح ١.