رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦١ - تأثير بردبارى و رضامندى بر زندگى زناشويى
شكايت كردن، فرياد زدن، ناله كردن،[١] سكونْ در جايى كه بايد تلاش كرد، حركتْ در جايى كه بايد ايستاد، سكوتْ در جايى كه بايد سخن گفت، سخن گفتن در جايى كه بايد سكوت كرد[٢] و امورى از اين دست، رفتار همسرانى است كه توان تحمّل و بردبارى را ندارند. اين، ويژگى همسران ضعيف و ناتوان است. همسرانى كه توان تحمّل سختىها را دارند، برخود، مسلّطاند و از تعادل، خارج نمىشوند. اينان هنگام بروز يك مشكل، به خوبى مىانديشند و به موقع و به اندازه، اقدام مىكنند و از تحرّكات زيانآور و ايستايىهاى زيانبار، پرهيز مىكنند. اينان، ناراحت مىشوند و مزّه درد و رنج را مىچشند؛ امّا به زانو در نمىآيند.
همچنين همسران صبور كسانىاند كه علاوه بر توانمندى در تحمّل سختىها، از مهارتهاى لازم براى گذر از بحران نيز برخوردارند. همسران صبور مىدانند كه چگونه از فشارهاى روانى بكاهند و بار شكننده آنها را تخليه كنند. همسران صبور، كسانى نيستند كه فقط مشكلات و ناراحتىهاى خود را بروز ندهند؛ زيرا بردبارى فقط به معناى درونريزى غمها و اندوهها و محبوس كردن دردها در سينه و سد كردن راه بروز آنها نيست؛ بلكه به معناى مقاومت در برابر ضربههاى حوادث (بخصوص ضربههاى اوّليه) و مهارت در كاهش و به حداقل رساندن فشارهاى روانىِ حاصل از آنهاست. همسران بردبار، كسانى هستند كه حوادث را خُرد مىكنند و راه رويارويى صحيح و منطقى با آنها را مىدانند.
بنا بر اين، نه صبر و رضا به معناى سكون و سكوت است و نه هر سكون و سكوتى، نشانه بردبارى و رضامندى است. همسر صبور، نه به جنگ بىحاصل با
[١]. امام باقر( ع) در پاسخ به اين پرسش جابر كه:« بىتابى كردن چيست؟». مىفرمايد:
أَشَدُّ الْجَزَعِ الصُّرَاخُ بِالْوَيْلِ وَ الْعَوِيلِ وَ لَطْمُ الْوَجْهِ وَ الصَّدْرِ وَ جَزُّ الشَّعْرِ مِنَ النَّوَاصِي، وَ مَنْ أَقَامَ النُّوَاحَةَ فَقَدْ تَرَكَ الصَّبْرَ وَ أَخَذَ فِي غَيْرِ طَرِيقِهِ ( الكافى، ج ٣، ص ٢٢٢). امام صادق( ع): مَنْ أُصِيبَ بِمُصِيبَةٍ فَجَاءَ عِنْدَ تِلْكَ الْمُصِيبَةِ بِنَائِحَةٍ فَقَدْ كَفَرَهَا ( همان، ج ٦، ص ٤٣٢؛ مشكاة الأنوار، ص ٤٣٣؛ بحار الأنوار، ج ٨٢، ص ١٠٣، ح ٤٩).[٢]. پيامبر خدا( ص):
إِنَّ الجَزَعَ عَلَى المُصيِبَةِ أَن يَعمَلَ شَيئاً لَم يَكُن يَعمَلُهُ أَو يَترُكَ شَيئاً كَانَ يَعمَلُهُ ؛ همانا بىتابى كردن بر مصيبت، اين است كه شخص، كارى را انجام دهد كه انجام نمىداده و يا كارى را كه انجام مىداده، ترك كند( تنبيه الخواطر، ج ١، ص ١٦).