رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٣٩ - به دست آوردن توان سپاسگزارى
البته پيش از اين نيز در باره سپاسگزارى سخن گفتهايم؛ ولى موضوع اين دو، با هم متفاوت است. آن جا سخن از تشكّر در برابر اخلاق و رفتار نيك همسر بود و اين جا سخن از تشكّر به خاطر تأمين زندگى و خوشايندىهاى آن است.
حال بايد ديد كه آيا فقط زنان بايد از همسرانشان تشكّر كنند؟ بىترديد چنين نيست؛ از تلاش زنان نيز بايد سپاسگزارى كرد. در اين زمينه، فرقى ميان زن و مرد نيست. علّت اين كه خطاب اين روايات به زنان است، به موضوع بحث برمىگردد. اين جا سخن بر سر وضعيت زندگى از جهت داشتن و نداشتن است و كسى كه شرعاً و قانوناً وظيفه تأمين زندگى را بر عهده دارد، مرد است. از اين رو، طبيعى است كه از زن خواسته شود از همسر خود به خاطر تأمين زندگى، تشكّر كند. اگر زنان نيز در اين زمينه سهمى داشته باشند، بايد مورد توجّه قرار گيرند و از آنها سپاسگزارى شود. از اين جهت، فرقى ميان زن و مرد نيست. امّا آن جا كه زن، در بُعد ديگرى غير از امور مالى براى سامان زندگى تلاش مىكند، باز هم نيازمند تشكّر است؛ ولى اين، موضوعى است كه در جاى ديگرى بدان مىپردازيم و خارج از
موضوعِ اين بحث است.[١] بنا بر اين، علّت خطاب روايات به زنان، ارزشمند دانستن مردان و كم اهميت دادن به زنان نيست.
به دست آوردن توان سپاسگزارى
همان طور كه پيش از اين بيان شد، از ويژگىهاى مهم براى زندگى بهتر، برخوردارى از روحيه سپاسگزارى از همسر است. اين، يك توانمندى است. همسران موفّق، كسانى هستند كه از توانمندى سپاسگزارى كردن، به خاطر خوشايندىهاى زندگى برخوردارند. بسيارى از ناكامىها و نارضايتىهاى زندگى، نه به خاطر شرايط بد زندگى، بلكه به خاطر فقدان اين توانمندى است. با كسب اين توانمندى بدون تغيير شرايط بيرونى، مىتوان احساس رضامندى را- كه موجب سپاسگزارى مىگردد- به زندگى برگردانْد و به روابط بين همسرى، صفا و
[١]. همان گونه كه پيش از اين نيز در باره سپاسگزارى سخن گفتيم؛ ولى موضوع سخن در آن جا خوشرفتارى و خوشاخلاقى همسر بود و اين جا دوران خوشايند زندگى.