رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٨١ - ب الگوى نادرست تعامل در غيبت و حضور
گرفتن شيوه عفاف، ناموس و مال همسرش را حفظ مىكند. اين الگو، در حضور، لذّت و نشاط و سرور را تأمين مىكند و در غيبت، امنيت و اعتماد را. بديهى است در چنين فضايى، روابط همسران، گرمتر مىشود و ميزان رضايت زناشويى از ازدواج، افزايش مىيابد.
ب. الگوى نادرست تعامل در غيبت و حضور
در رواياتى كه به اين موضوع پرداختهاند، تعبيرات متفاوتى يافت مىشوند كه در مجموع، تبيين كننده اين موضوعاند. پيامبر خدا (ص) بدترين زنان را كسى مىداند كه در غيبت همسر، اهل «خودآرايى» است و در حضور او، خود را در «حصن» قرار داده و از او منع مىكند.[١] در حقيقت، به تعبير ايشان در روايت ديگرى، اين گروه در تعامل با همسر، گويا خود را در دژ قرار مىدهند و در تعامل با نامحرم، بى دژ و حصار بوده، بدين سان، خود را به هلاكت مىاندازند.[٢] بديهى است كه مراد، نه دژ فيزيكى، بلكه دژ رفتارى است. گاه، شيوه رفتار، دژى در برابر نامحرم و بيگانه است و گاه، برعكس.
از منظرى ديگر، پيامبر (ص) در توصيف اين الگو، تصريح مىكند كه اين گروه، در حضور شوهر، مايه چشمروشنى وى نيستند و در نبود وى، نمىتوان به آنها اطمينان كرد.[٣] همچنين ديدن آنها انسان را بدحال و ناخرسند مىسازد و با زبان خود
[١].
أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشِرَارِ نِسَائِكُمْ؟ ... الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا بَعْلُهَا، الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ ؛ آيا شما را به شرورترين زنانتان خبر دهم؟ ...: در نبود شوهرش براى ديگران خودآرايى و در حضورش خود را از او دريغ مىكند ..( الكافى، ج ٥، ص ٣٢٥، ح ١). إِنَّ مِنْ شَرِّ نِسَائِكُمُ ... الْمُتَبَرِّجَةَ إِذَا غَابَ عَنْهَا بَعْلُهَا، الْحَصَانَ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ ؛ از بدترين زنان شما كسى است كه در نبود شوهرش، براى ديگران خودآرايى و در حضورش خود را از او دريغ مىكند( همان، جا).[٢].
شِرَارُ نِسَائِكُمُ ... الْحَصَانُ عَلَى زَوْجِهَا، الْهَلُوكُ عَلَى غَيْرِهِ ؛ بدترين زنانتان كسى است كه ... خود را نسبت به شوهرش حفظ مىكند و نسبت به ديگران هلاك مىسازد( الكافى، ج ٥، ص ٣٢٦، ح ٢).[٣].
ثَلَاثَةٌ هُنَّ أُمُّ الْفَوَاقِرِ: ... وَ زَوْجَةٌ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تَقَرَّ عَيْنُكَ بِهَا، وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تَطْمَئِنَّ إِلَيْهَا ؛ سه چيز، نهايت بلاست: ... زنى كه اگر حضور داشته باشى، چشمت به او روشن نمىگردد و اگر از نزد او غايب باشى، به او اطمينان نداشته باشى( همان، ج ٧١، ص ١٥٢).