رضايت زناشويى - پسنديده، عباس - الصفحة ١٥٠ - واكنش در برابر ناسپاسى همسر و پيامدهاى آن
بر اساس معادله «احسان- سپاس» وضعيت را ارزيابى مىكند و وقتى قدردانى و سپاس طرف مقابل را دريافت نمىكند، موقعيت را زيانبار ارزيابى مىكند و دچار احساس ناكامى مىشود. حال بايد ديد در چنين وضعيتى، چه بايد كرد تا احساس ناكامى از بين برود و فشار روانى، كنترل گردد؟
چون در درستىِ معادله «احسان- سپاس» ترديدى نيست، پس تغيير در اين معادله، لزومى ندارد؛ تغيير را بايد در جاى ديگرى صورت داد. همان گونه كه روشن است، اين معادله و دستگاه ارزيابى، دو طرف دارد: احسان كننده و احسان شونده كه هر دو انساناند و در اين جا همسران. در حقيقت، اين معادله، بر «احسانِ همسر- سپاسِ همسر» مبتنى است. حال اگر آن معادله، به جاى قالب «همسر- همسر»، در قالب «همسر- خدا» ريخته شود، وضعيت، متفاوت خواهد شد. در اين وضعيت، معادله مبتنى بر «احسان همسر- سپاس همسر» جاى خود را به معادله مبتنى بر «احسان همسر- سپاس خدا» خواهد داد. اگر چنين تغييرى صورت پذيرد،
فرد نيكوكار، هر چند به همسر خود احسان مىكند، با اين حال، انتظار سپاس از همسر را ندارد و طرف خود را خداوند متعال مىداند كه هيچ احسانى را بدون سپاس و پاداش دوچندان نمىگذارد. اتفاقاً از روايات چنين برمىآيد كه گاه خداوند متعال، وضعيت را به گونهاى تنظيم مىكند كه احسان، مورد ناسپاسى قرار گيرد تا خود، سپاسگزار بندهاش گردد و به جاى آن كه از همسر خود پاداش گيرد، خود به او پاداش دهد. آيا با چنين وضعيتى، باز هم احساس خسارت و ناكامى پيش خواهد آمد؟ اين اصل كه «المؤمن مكفّر؛ مؤمن، ناسپاسى مىشود»، در روايات به آن تصريح شده است. امام صادق (ع) با بيان اين اصل، به تبيين دليل آن نيز پرداخته، مىفرمايد:
إِنَّ الْمُؤْمِنَ مُكَفَّرٌ؛ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَعْرُوفَهُ يَصْعَدُ إِلَى اللهِ (عزوجل) فَلَا يَنْتَشِرُ فِي النَّاسِ، وَ الْكَافِرَ مَشْهُورٌ؛ وَ ذَلِكَ أَنَّ مَعْرُوفَهُ لِلنَّاسِ يَنْتَشِرُ فِي النَّاسِ وَ لَا يَصْعَدُ إِلَى السَّمَاءِ.[١]
به تحقيق كه مؤمن، ناسپاسى مىشود؛ و اين بدان جهت است كه كار نيك او به سوى خداوند متعال بالا مىرود و ميان مردم پخش نمىگردد، وكافر، مشهور [و مورد توجّه] است؛ و اين بدان جهت است كه كار نيك او كه براى مردم بوده، ميان مردم پخش مىشود و به سوى آسمان، بالا نمىرود.
[١]. علل الشرائع، ص ٥٦٠، ح ١.