ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٤١ - دهخدا ميرزا على اكبر خان بن خان بابا خان بن آقا خان بن مهر على خان بن رستم خان بن سيف اللّه خان
و المسكن، از افاضل ادبا و اكابر دانشمندان عصر حاضر ما ميباشد، شرح حال اجمالى آن دانشمند يگانه را موافق تقريرات خودشان ثبت اوراق مينمايد: در اواخر سال ١٢٩٨ ه قمرى (غرصح) در تهران متولد شد، در ايّام صغر بعد از فوت پدر تحت تربيت مادر كه از خانواده جليله اصليه بوده نشأت يافت، بعد از تحصيل مقدمات لازمه و ادبيّات فارسى و عربى مقدارى كافى از فقه و اصول و منطق و حكمت و كلام را نيز از افاضل اهل فنّ فراگرفت، بسال ١٣١٧ ه قمرى (غشيز) تقريبا دو سال در مدرسه سياسى بتحصيلات مقتضيه پرداخت، سپس بسمت منشىگرى، با معاون الدّولة سفير دول خمسه بالكان پسر فرّخ خان امين الدوله كاشى ببوكارست رفت، بفاصله دو سال باز بايران مراجعت نمود و با طلوع مشروطيّت و تبديل حكومت استبدادى بحكومت ملّى مصادف و عهدهدار نگارندگى روزنامه صور اسرافيل گرديد، هرشماره از اين روزنامه داراى يك سرمقاله جدّى در اوّل و يك مقاله فكاهى در آخر، همه آنها از اوّل تأسيس روزنامه تا انحلال آنكه در شماره (٣٢) وقوع يافته بقلم خود صاحب ترجمه بوده است، فقط سرمقاله اوّل يكى از شمارههاى آن بقلم آقاى سيد حسن تقىزاده بوده و هردو مقاله شماره (٢٠) آن بقلم ميرزا جهانگير خان مرحوم ميباشد. كسانى كه بسليقه قلم و نگارش اشخاص آشنا هستند بعد از تعمّق در اسلوب تنظيم الفاظ و ربط معانى، تعدّد نگارنده را بهتر تشخيص ميتوانند داد. پس از آنكه مجلس شوراى ملّى بامر محمد على شاه بسته شد صاحب ترجمه و آقاى تقىزاده و سيد عبد الرحيم خلخالى و مدير روزنامه حبل المتين تهران باروپا تبعيد شدند و صاحب ترجمه در شهر ايويردون از بلاد سويس سه شماره ديگر از آن روزنامه را منتشر نمود پس باستانبول رفته و روزنامه ديگرى نيز در آنجا بنام سروش نشر داد، بعد از انتشار چهارده شماره از آن، در دوره دوم مجلس شورايملّى از طرف اهالى كرمان و تهران بنمايندگى مجلس منتخب شد، از اينرو بايران مراجعت و بفاصله چند سال نيز برياست دانشكده حقوق و علوم سياسى تهران منصوب گرديد تا آنكه سه چهار روز بعد از استعفاى شاهنشاه فقيد (رضا شاه پهلوى) بهر منظورى كه بوده از طرف حكومت وقت معزول شد، در بقيه ادوار