ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤٤٤ - سجستانى عبد اللّه بن سليمان بن اشعب
ميباشد كه در شعر و عروض و لغت و غرائب و علوم قرآنيّه و ادبيّه و حل معمّا دستى توانا داشت، استاد ابن دريد و مبرّد بود، كتاب سيبويه را دو مرتبه از اخفش خوانده و بسيار صالح و متّقى و در هرهفته يك مرتبه ختم قرآن ميكرد، روزى يك اشرفى طلا تصدّق مىنمود، باوجود آن همه مراتب علميّه عاليه، در نحو چندان مهارت نداشت، هر موقع كه با ابو عثمان مازنى در يكجا جمع ميشدند براى اينكه مبادا چيزى از وى سئوال كند هرچه زودتر از آنجا بيرون ميرفت و يا خود را بكار ديگرى مشغول ميكرد و تأليفات بسيار دارد:
١- الاضداد كه در قاهره چاپ شده است ٢- اعراب القرآن ٣- الشتاء و الصيف ٤- الفصاحة ٥- القرائات ٦- كتاب المعمرين من العرب كه در ليدن و قاهره چاپ شده است ٧- ما يلحن فيه العامة ٨- المذكر و المؤنث ٩- المقاطع و المبادى ١٠- المقصور و المدود و غير اينها و بسال دويست و چهل و هشتم يا پنجاه و پنجم هجرت در بصره درگذشت.
(ص ٣٢٤ ت و ٢٦٣ ج ١١ جم و ٨٦ ف و ٢٧٠٥ ج ٤ س و غيره)
سجستانى عبد اللّه بن سليمان بن اشعب
- مذكور فوق مكنّى بابو بكر، محدّث حافظ عالم زاهد عامى، با پدرش از سجستان رحلت كرد، از علما و محدّثين بغداد و خراسان و شيراز و اصفهان استماع حديث نمود، در عداد حفّاظ بلكه حافظتر از پدر خود بود، عاقبت در بغداد اقامت گزيده و بروايت حديث پرداخت.
خطيب بغدادى گويد كه نسبت بغض حضرت على بن ابيطالب ع بعبد اللّه محض تهمت است و الّا احمد بن يوسف ازرق گويد از خود عبد اللّه شنيدم مىگفت هركسى را كه با من كدورتى داشته و يا از من بدگوئى كرده باشد عفو مىكنم مگر آن كس را كه مرا با عداوت آن حضرت متّهم سازد. وفات عبد اللّه در هشتم يا هيجدهم ذى الحجه سيصد و شانزدهم هجرت در بغداد واقع و در مقبره باب البستان مدفون و متعاقبا هشتاد مرتبه بر جنازهاش نماز خواندند چنانچه شماره همه ايشان متجاوز از سيصد هزار تن بوده است و كتاب المصابيح از تأليفات او است.
(ص ٢٣٠ ج ١ كا و ٤٦٤ ج ٩ و ٤٤٢ ج ١٤ تاريخ بغداد)