ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٤١٩ - ساوجى ملا صالح بن ملا محمد محسن بن نظام الدين
سلطان خنديد و گفت از خانه شاعر طامع، لگن زر طلب كردن، دور از عقل است، آن لگن را بدو بخشيد. عاقبت بجهت ضعف باصره، از ملازمت دربار استعفا داده و بعبادت و انزوا گذراند و معاشى فراخور حال او از عايدات دولتى رى و ساوه براى او مقرّر گرديد.
از آثار قلمى او است:
١- ديوان شعر كه بقصائد و غزليّات و رباعيّات و مقطّعات و تركيب و ترجيعبند مشتمل و دو نسخه از آن بشمارههاى ٢٧٨ و ٣٠٣ در كتابخانه مدرسه سپهسالار جديد تهران موجود است ٢- مثنوى جمشيد و خورشيد ٣- مثنوى فراقنامه كه يك نسخه از اين دو مثنوى، در كتابخانه مجلس در تهران موجود ميباشد و از اشعار سلمان است:
سقى اللّه ليلا كصدغ الكواعب |
شبى عنبرين موى و مشگين ذوائب |
|
فلك را بگوهر مرصع حواشى |
هوا را بعنبر مستّر جوانب |
|
درفش بنفش سياه حبش را |
روان در ركاب از كواكب مواكب |
|
در اين حال من با فلك در شكايت |
ز رنج حوادث ز جور نوائب |
|
ز فقد مراد و جفاى زمانه |
ز بعد ديار و فراق صواحب |
|
ز تزويرهاى جهان مزوّر |
ز بازيچههاى سپهر ملاعب |
|