ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٩٧ - زهرى ابراهيم بن سعد بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف
بن محمد مذكور در قاموس الاعلام است و اما شرح ادب الكاتب نيز ممكن است كه هردو، كتابى بهمين اسم تأليف داده باشند و منافى تعدّد نميباشد.
(ص ٢٤٢٢ ج ٤ س و سطر ١٣ ص ٣٢٣ ت)
زهرى[١]
زهرى ابراهيم بن سعد بن ابراهيم بن عبد الرحمن بن عوف
- مدنى الاصل، بغدادى المسكن و المدفن، ابو اسحق الكنية، بنا باستظهار تنقيح المقال از محدّثين اماميّه، ممدوح الحال و از رجال حضرت صادق عليه السلام بوده است. از تقريب ابن حجر نقل كرده كه ابو اسحق مدنى نزيل بغداد ثقه و حجت بوده و قادحى نداشته است. در تاريخ بغداد گويد: ابراهيم (مذكور) عامى مدنى از اهل مدينه و از پدر خود زهرى محمد بن مسلم و هشام بن عروه و غير ايشان استماع كرده و مشايخ بسيارى نيز از وى روايت ميكنند، بسال ١٨٤ ه ق ببغداد آمد، مشمول مراحم هارونى گرديد، بدون معارض بنقل حديث پرداخت، بحليّت غنا فتوى داد بلكه عاقبت بخودش لازم گردانيد كه همواره پيش از نقل حديث تغنّى نمايد، اين كلام وى بسمع هرون رسيد، بجهت امتحان احضارش كرده و حديثى را از وى سؤال نمود پس زهرى خواستار عود گرديد هارون گفت عود مجمر ميخواهى؟ گفت نه عود طرب، هارون تبسّم كرده و عود طربى حاضر نمود، زهرى بدين شعر تغنّى كرد:
[١]- زهرى- بضم اول و فتح ثانى، بفرموده تنقيح المقال منسوب است بزهره كه چشمهايست در مدينه، يا نسبت آن بپدر يكى از قبائل قريش ميباشد كه اخوال حضرت نبوى ص بودهاند و نام او زهرة بن كلاب بن مرة بن كعب بن لوى بن غالب است. از كلام مراصد برميآيد كه زهر يا زهرى شهرى است در قرطبه از بلاد مغرب پس دور نيست كه كلمه زهرى در عنوان بعضى از اشخاص بجهت انتساب بدان شهر باشد. بهرحال زهرى در اصطلاح رجالى عبارت است از ابراهيم بن سعد بن ابراهيم، اسود بن عبد يغوث، اكيمه ليثى، سعد بن ابراهيم مذكور، سعد بن ابى خلف، عبد اللّه بن ايوب، محمد بن عبد العزيز، محمد بن قيس، محمد بن مسلم مدنى شهابى، مطلب بن زياد و جمع كثير ديگر و در صورت اطلاق منصرف بمحمد بن مسلم مذكور ميباشد كه در ذيل بشرح حال اجمالى او و ابراهيم بن سعد و دو تن ديگر خواهيم پرداخت و شرح حال ديگران موكول بكتب رجاليه است.