ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٣٧١ - زرارى
صادق عليهما السلام ميباشد. قارى، فقيه، متكلّم، شاعر اديب بارع، خصال فضل و ديانت را جامع، در فقه و حديث از اعاظم رجال شيعه، موافق آنچه تحت عنوان حواريين اشاره نموديم از حوارييّن حضرت باقر ع، بمدلول بعضى از آثار دينيّه نسبت بحضرت صادق ع دوستترين مردم از زندگان و مردگان و محبوبترين اصحاب حضرت باقر ع بود. يكى از چهار تن ميباشد كه در بعضى ديگر از آنها ايشان را بنجبا، امناى حلال و حرام الهى، اوتاد ارض، اعلام دين، سابقين و مقرّبين و قيام بقسط و عدالت موصوف داشته و تصريح فرمودهاند بر اينكه در صورت نبودن ايشان آثار نبوّت مندرس و منقطع ميشد. سه تن ديگر عبارت از محمد بن مسلم و ابو بصير ليث و بريد بن معاويه هستند چنانچه در باب كنى در شرح حال ابو بصير ليث نگارش خواهيم داد و موافق آنچه در تحت عنوان اصحاب اجماع اشاره نموديم زراره، افقه آن شش تن ميباشد كه فقيهترين پيشينيان بودهاند. كتاب الاستطاعة و الجبر تأليف زراره بوده و بسال يكصد و پنجاهم هجرت در هفتاد سالگى وفات يافت.
تبصره: چنانچه موافق فهرست ابن النّديم نگارش يافت نام اصلى زراره، عبدربه بوده و زراره لقبش ميباشد، تعرّض ما بشرح حال او نيز روى همين اصل است، اما عين پدر زراره، در اصل رومى و مملوك مردى از بنى شيبان بوده كه اخيرا آزادش كرد و بهمين جهت نسبت ولاى عتق او بهمان قبيله پيوندد، مالك او بعد از آزاد كردنش ميخواسته است كه بنسب خودش ملحق سازد (چنانچه مرسوم بوده) لكن اعين راضى نشد و نسبت ولا را كه بحكم دين مقدّس اسلامى نيز منشأ بعضى از احكام دينيّه است بالحاق نسبى ترجيح داد. امّا سنسن (بر وزن بلبل) جدّ زراره، از راهبان روم بود، گاهگاهى با اماننامه پسر خود اعين داخل بلاد اسلام ميشد، او را ديدار كرده و باز ببلاد خود برميگشته است.
(ص ٣٠٨ ف و كتب رجاليه)
زرارى
بضمّ اوّل، عنوان و لقب مشهورى بعضى از اكابر ميباشد كه بجهت انتساب بزراره بهمين عنوان شهرت يافتهاند. در اصطلاح رجالى