ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٦٠ - ذو الخمار
نخستين عرب است كه زره پوشيده و بهمين جهت بدين لقب ذو الجوشن ملقّب گرديد. وى پدر شمر لعين قاتل حضرت حسين بن على عليهما السلام است. (مرصع و غيره)
ذو الحمار عهيلة بن كعب
- اسود عنسى متنبى كذّاب ساحر شعبدهباز، پس از آنكه خبر مرض حضرت نبوى ص بعد از حجّة الوداع مسموع وى گرديد ادّعاى نبوّت كرد، با سحر و شعبده، پارهاى امور عجيبه بيرون آورد، قبيله مذحج بدو گرويدند. ذو الحمار كسان آن حضرت را از بلاد يمن بيرون كرد، شهر بن باذان را كشته و زن او را بحباله نكاح خود آورد و روز قتل او هفتصد تن سواره بر سر او گردآمدند و كار او بالا گرفت، عمرو بن معدى كرب را در قبيله مذحج خليفه كرده و قيس بن عبد غوث را سرلشگر نمود. دراينحال، نامه نامى حضرت رسالت ص وارد و امر جهان مطاع، بقتل عهيله صادر و بهمين جهت قيس ياغى شد، با فيروز و ذاذويه قتل او را تصميم دادند تا آنكه فيروز او را بدستيارى زنش در رختخوابش كشت. همان شب حضرت رسالت ص بطريق وحى مستحضر بوده و فرمودند عنسى را مردى مبارك از خانواده مبارك بقتل آورد پرسيدند كيست فرمود: فيروز فاز فيروز، عهيله را كذاب صنعا نيز گويند.
اما عنسى گفتن (بفتح اوّل و سكون نون) بجهت انتساب بزيد بن مالك ملقّب بعنس پدر يكى از قبائل يمن است، چون الاغ معلّمى داشته كه در نتيجه تعليم آن، موقع امر بخوابيدن مىخوابيده و موقع امر بسجده نيز سجده مىكرده است بذو الحمار شهرت يافت.
چنانچه در ذيل اشاره خواهد شد بنوشته ابن اثير لقب صاحب ترجمة ذو الخمار بوده با حرف خ معجمه (نقطهدار). (ص ٢٢٢ ج ٢ نى)
ذو الخمار
بنوشته قاموس، لقب عوف بن ربيع است كه در مقاتله معجرى در سر كرد و بسيارى را كشته و هدف تير و نيزه قرار داد، از هركسى كه مىپرسيدند ترا كدام كس زده مىگفت ذو الخمار، (صاحب معجر زنان) بهمين جهت بدين لقب مشتهر گرديد. ابن اثير گويد: ذو الخمار لقب عمرو بن عبدودّ عامرى است كه در غزوه خندق بدست حضرت على ع كشته شد، نيز لقب سبيع بن حرث مالكى است