ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ٢٠٠ - خيام عمر بن ابراهيم يا محمد
چه رسد بحكما. در تاريخ الحكماء در قوه حافظه خيّام گويد: كتابى را هفت مرتبه در اصفهان نگاه كرد، بعد از مراجعت به نيشابور آن را از بر خواند، بعد از مقابله با اصل نسخه مطابق بوده و فقط تفاوت اندكى داشته است.
خيّام با اين همه، بنوشته تاريخ الحكما، نسبت بتعليم و افاده بخلى وافر داشت، در جواب سئوالات وارده محض براى اينكه اصل مطلب را نگفته وسائل، جاهل بماند بذكر مقدّمات دور و در از غير مربوط بمحل سؤال مىپرداخت. روزى حجة الاسلام ابو حامد غزالى، از وى پرسيد تمامى اجزاء فلكى متشابه بوده و اصلا مزيتى بر يكديگر ندارند پس مرجّح قطب بودن يكى از آنها (نه ديگرى) چيست؟ خيّام شروع كرد در اينكه حركت از كدام يك از مقولات عشره ميباشد، اين مطلب را آن قدر طول داد كه صداى اذان ظهر بلند شد پس غزالى گفت: جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ و بلند شد. بنوشته قاموس الاعلام، چنانچه از كلمات خودش نيز برميآيد، نسبت بمحرّمات دينى و منهيّات اسلامى بىپروا و لا ابالى بوده است. از آثار قلمى خيّام است:
١- براهين الجبر و المقابلة كه بسال ١٨٥١ م با ترجمه فرانسوى آن در پاريس چاپ شده و از احاطه اطلاعات علمى آن دانشمند يگانه در حيرتند ٢- جبر و مقابله كه همان براهين مذكور است ٣- رباعيات كه بارها در ايران و غيره چاپ شده ٤- طبيعيات ٥- كون و تكليف ٦- لوازم الامكنة در اختلاف فصول ٧- مساحت و مكعبات ٨- ميزان الحكم در شناختن قيمت جواهر بدون پياده كردن آنها ٩- وجود و غير اينها. از اينجمله، مشهورتر از همه رباعيّات او است، اگرچه بعضى از آنها، چنانچه از قاموس الاعلام نقل شد، مشعر بر بىپروائى و لاابالىگرى وى ميباشد لكن بعضى ديگر از آنها داير بر اخلاق و مواعظ و معانى مبتكر بوده و در اثر هرچه كه هست بسيار مؤثّر ميباشند و از آنجمله است:
يك نان بدو روزگر شود حاصل مرد |
وز كوزه شكستهاى دم آبى سرد |
|
محكوم كم از خودى چرا بايد بود |
يا خدمت چون خودى چرا بايد كرد |
|
چون عمر بسر رسد چه بغداد و چه بلخ |
پيمانه چو پر شود چه شيرين و چه تلخ |
|