ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٨٧ - خوانسارى سيد ابو تراب بن سيد ابو القاسم بن سيد محمد مهدى بن سيد حسن بن سيد حسين
و يا بنوشته بعضى براى خواجه حبيب اللّه ساوجى وزير دورمش خان (حاكم هرات از طرف شاه اسمعيل) تأليف داده و همانا اسم حبيب السير نيز بجهت انتساب بيكى از آن دو تن مذكور است. ٥- خلاصة الاخبار كه ملخّص كتاب روضة الصفاى پدر يا جدّش ميرخواند آتى الترجمة ميباشد كه براى امير على شيرنوائى تأليفش داده چنانچه جلد هفتم روضة الصفا را نيز كه مؤلفش موفق باتمام آن نبوده بانجام رسانده است ٦- دستور الوزراء كه بسال ١٣١٧ ه شمسى مطابق ١٣٥٧ ه قمرى در تهران چاپ شده است ٧- غرائب الاسرار ٨- مآثر الملوك ٩- منتخب تاريخ وصاف ١٠- مكارم الاخلاق. خواندمير، در سال ٩٣٢ ه ق بواسطه انقلابات داخلى هرات ناچار بهندوستان رفت و با بابرشاه هندى و بعد از وفات او با پسرش همايون شاه انتساب يافت، كتاب قانون همايونى را بنام وى تأليف داد تا در سال ٩٤٢ ه ق (ظمب) در اثناى سفر كجرات وفات كرد، جنازهاش بدهلى نقل شد و در جوار قبر نظام الدين اوليا و امير خسرو دهلوى مدفون گرديد. موافق نوشته قاموس الاعلام كتابهاى تاريخى او و پدرش باكثر السنه اروپائى ترجمه شده است، در موضوع پدر يا جدّ مادرى بودن مؤلف روضة الصفا نسبت بخواندمير (چنانچه اشاره شد) رجوع بميرخواند نمايند.
(ص ١٣١ هب و بعض مواضع ذريعه و ديباچه دستور الوزراء)
خوانسارى[١]
خوانسارى سيد ابو تراب بن سيد ابو القاسم بن سيد محمد مهدى بن سيد حسن بن سيد حسين
- و يا موافق نوشته ذريعة نام وى عبد العلى و پدرش جعفر بوده و ابو تراب و ابو القاسم عنوان مشهورى و كنيه ايشان ميباشد. بهرحال جدّش همان
[١]- خوانسارى- بفتح اول و سكون نون و الفى بعد از واو معدوله، چنانچه بين الخواص مشهور ميباشد و از خط و كتابت آقا حسين خوانسارى و فرزندانش آقا جمال و آقا رضى نيز بهمان نحو نقل شده و در اجازه محقق كركى بملا ميرك خوانسارى، خوانيسار نوشته يعنى بعد از حرف نون، يك حرف ى نيز افزوده است (بر وزن كاليجار). در محاورات عامه بيشتر معروف بخونسار است با اسقاط الف و اشباع خاء مضمومه. از سلافة العصر سيد على خان و بعض اربعينيات قدماى اهل سنت خنسار نقل شده با ضم بىاشباع اول و اسقاط واو و الف. بهرحال همه اينها ناشى از*