ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧١ - خواجه نصير طوسى، محمد بن محمد بن حسن
خواجه [ (كمال الدين)]
كمال الدين، بعنوان بندار رازى مذكور داشتيم.
خواجه [ (مجد الدين فارسى)]
مجد الدين فارسى، بعنوان مجد الدين فارسى خواهد آمد.
خواجه [ (ناصر بخارى)]
ناصر بخارى، بعنوان ناصر بخارى خواهد آمد.
خواجه نصير طوسى، محمد بن محمد بن حسن
- جهرودى طوسى، عالم قدوسى، كنيهاش ابو جعفر، لقبش نصير الدين طوسى، شهرتش خواجه، اصلش از بلده جهرود نامى از مضافات قم بود، بنا بقولى در پانصد و نود و پنجم و بنابر مشهور در يازدهم جمادى الاولى سال پانصد و نود و هفت از هجرت در طوس متولد گرديده است. صاحب ترجمه از اعاظم فلاسفه مسلمين و اكابر حكماى متبحّرين ميباشد كه در كلمات اكثر اجلّه با عبارات متنوّعه محقق طوسى، افضل المتكلمين، سلطان الحكماء و المحققين، استاد البشر، علامة البشر، عقل حاديعشر و نظائر اينها موصوف است، از محاسن دهر و مفاخر شيعه بلكه تمامى عالم اسلام و توان گفت تمامى شرق بشمار ميرود. مجمع مكارم اخلاق بود، حدّت ذهن و غايت دانش و نهايت بينش وى شهره آفاق ميباشد، خدمات كشورى و مذهبى، ايرانى و اسلامى كه از آن يگانه دهر بعمل آمد طاق و مسلّم مخالف و مؤالف و يگانه و بيگانه است. در چنان موقع باريك و تاريكى كه مسلمانان خصوصا ايران و ايرانيان در اثر حمله و هجوم لشگر شقاوت اثر مغول كه شهر بشهر ميرفتند، قتلعام ميكرده، بر پير و جوان و مرد و زن و عالم و عامى و عارف و جاهل رحمى نميكردند، بلكه شكم اطفال شيرخواره را نيز با سرنيزه پاره نموده و حيوانات را نيز مىكشتند حتى نزديك بود كه نام ايرانى از صفحه تاريخ محو و نابود گردد، اين نابغه زمان قيام كرد، وزارت هلاكو خان را قبول نمود، بدين وسيله مغول خونخوار را تحت نفوذ خود آورد، در حقيقت بر عقل هلاكو مسلّط شد، براى اصلاح بلاد و ارشاد عباد ببغداد رفت، تدابير لازمه را در انقراض شوكت پانصد و بيست و چهار ساله خلافت عباسيه بكار برد و تا آنجا كه ميتوانست در احياى اين خاك پاك و ترويج علم و ادب و بپاداشتن