ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٧ - حافى بشر بن حارث بن عبد الرحمن
بحافى، از اكابر عرفا و صوفيّه و بزرگان رجال طريقت و اركان سالكين راه حقيقت كه درميان اين طبقه با زهد و ورع و تقوى و ديانت و يقين و معرفت و حسن طريقت و و وفور عقل و انواع فضل و اسقاط فضول مشهور و درباره وى اعتقادى تمام دارند. بعضى از ايشان گويد از شهر بغداد كسى بيرون نيامده كه عاقلتر از بشر بوده و يا بيشتر از وى مالك زبان خود باشد. بشر كثير الحديث بود، لكن بصدد روايت نيامده بلكه مكروهش ميداشت و بهمين جهت كتابهاى خود را دفن نمود، روزى اصحاب حديث نزد وى حاضر شده گفتند شايد اين علمها روزى سودى بدهد، گفت پس زكوة اين احاديث را بدهيد چنانچه از دويست درهم پنج درهمش مال زكوة است همچنين لازم است از دويست حديث كه شنيديد به پنج حديث عمل كنيد، همانا مرادش فهماندن لزوم عمل بود و اينكه علم حديث و شنيدن آن نيز براى عمل است اگرچه كمتر هم باشد. روزى فضيلت قناعت را از وى پرسيدند، گفت اگر در قناعت هيچ سودى نباشد مگر لذّت بىنيازى از مردم، باز هم كافى است.
افادتنى القناعة اى عز |
و لا عز اعز من القناعة |
|
فخذ منها لنفسك رأس مال |
و صير بعدها التقوى بضاعة |
|
تحز حالين تغنى عن بخيل |
و تسعد فى الجنان بصبر ساعة |
|