ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٦٦ - خواجه افضل الدين، محمد كاشانى
اما سيد صائن الدين على بن محمد بن محمد تركه كه اشاره شد، بصائن اصفهانى مشهور، و معروفترين افراد اين خانواده ميباشد، معقول و منقول را جامع، در كلام و تصوّف ماهر، در جفر و اعداد و بعضى از علوم غريبه ديگر توانا و قادر بود و در عداد مشاهير حكما بشمار ميرفت. بعد از تكميل تحصيلات لازمه باشاره برادر بزرگ خود بحجّ رفته و قدم بدائره سيروسلوك گذاشت، مدتى در مصر و شام بسربرد، بخدمت علما و مشايخ صوفيّه رسيد، از هر خرمنى خوشهاى چيد، باز باصفهان برگشته و بتدريس اشتغال ورزيد، مدتى از طرف شاهرخ ميرزا بقضاوت يزد منصوب ولى مورد حسد بدبينان گرديد، بواسطه پارهاى كلمات صوفيانه كه از وى شنيده بودند متّهم شد و مدتها تحت آزار و شكنجه قرار گرفت، اموالش بغارت رفت، او نيز با قوه قلمى مدافعه مىكرد تا آنكه بالاخره تبرئه شده و در سال ٨٣٠ يا ٨٣٦ ه قمرى (ضل يا ضلو) بدرود جهان گفت و تأليفات عربى و پارسى بسيارى نيز بدو منسوب دارند:
١- اسرار الصلوة ٢- شرح فصوص ٣- شرح قصيده ابن فارض ٤- مفاحص ٥- نفثة المصدور كه دو كتاب بدين اسم داشته و بقيد اوّل و ثانى از همديگر امتياز يافته است، اصل مرام او در هردو، مدافعه از خود و جواب از اعتراضات اهل حسد بود و اينكه همه آنها ناشى از بىاطّلاعى يا اغراض نفسانى است و غير اينها. از اشعار صائن الدين است:
اگرچه طاعت اين شيخگان سالوس است |
كه جوش و ولوله در جان انس و جان انداخت |
|
ولى بكعبه، كه گر جبرئيل طاعتشان |
بمنجنيق تواند بر آسمان انداخت |
|