ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٣ - حافظ شيرازى فخر المتكلمين و شمس الدين محمد، بن شيخ كمال الدين
ديوان خواجه از خودش نبوده بسيارى از اشعار سلمان ساوجى و شعراى ديگر كه اندك شباهتى باشعار خواجه داشتهاند داخل ديوان خواجه گرديده است. موافق نوشته احمد رفعت اصل اشعار حافظ عبارت از پانصد و هفتاد و يك غزل است و بس و بعضى از اكابر ادباى عصر حاضر ما ملتفت اين نكته شده و ديوان حافظ را مهذّب و منقّح و با اهتمام تمام، اشعار ديگران را سوا كرده و چاپ نمودهاند. چنانچه مشهور است غالبا بديوان خواجه حافظ فال ميگيرند و با ملاحظه آثار صدق و راستى موافق آنچه از قاضى نور اللّه هم نقل شده به لسان الغيب موصوفش دارند. بنا بنوشته بعضى، آغاز اين لقب (لسان الغيب) از روز وفات او است زيرا چون خواجه با كمال رند مشربى و لااباليانه مىزيسته است مشايخ وقت، بعد از رحلت وى بنماز جنازهاش تن درنميدادند آخر الامر قرار بر آن شد، اشعارش را كه متفرّقه نوشته شده بود جمع نمايند و در سبوئى اندازند، كودكى معصوم يكى از آنها را بيرون آورد و برطبق مضمون آن عمل نمايند و چون چنين كردند كاغذى كه اين بيت مرقوم بود برآمد:
قدم دريغ مدار از جنازه حافظ |
اگرچه غرق گناهست، ميرود ببهشت |
|