ریحانة الادب فی تراجم المعروفین بالکنیه او اللقب - مدرس تبریزی، محمدعلی - الصفحة ١٢ - حافظ شيرازى فخر المتكلمين و شمس الدين محمد، بن شيخ كمال الدين
حافظ شيرازى فخر المتكلمين و شمس الدين محمد، بن شيخ كمال الدين
- شيرازى، معروف بخواجه حافظ (بلكه هريك از دو لفظ خواجه و حافظ نيز در صورت اطلاق و عدم قرينه در زبان ادبا، راجع بهمين حافظ شيرازى ميباشد) از اكابر شعراى عرفاى ايرانى عهد آل مظفّر است كه بسيار قلندرانه و لااباليانه امرار حيات نمود، در سايه قناعت كه گنجى است بىنهايت، تاج عزّت و مناعت بر سر نهاد، بهيچكدام از ملوك و اكابر عصر خود اعتنائى نكرد باوجود اين محلّ توجه و عنايت طبقات مختلف و در حقيقت شاعرى، دون مراتب عاليه علميّه او است زيرا علوم ظاهر و باطن بر او مكشوف بود و خصوصا در علم قرآن نظيرى نداشته است. قاضى نور اللّه شوشترى فرمايد:
حافظ عارف شيراز، سردفتر اهل راز، در حقائق و معارف ممتاز، ديوان او لسان الغيب و صحت ايمان او مبرّى از عيب و ريب است. حافظ، با سيّد محمود داعى الى اللّه و شيخ كمال خجندى و شاه نعمت اللّه ولى معاصر بود، از سيّد شريف جرجانى استفاده علوم متنوّعه نموده و در مراتب عرفان و قرائت قرآن نادره زمان و بسيار عذب البيان و تمامى آن كتاب آسمانى را با چهارده قرائت در حفظ داشته است و هرآنچه از مراتب عرفان و حقيقت نصيبش بود همانا از بركت و دولت قرآنش ميدانست و معتقد بود بر اينكه كسى لطائف حكمت را با لطائف و حقائق قرآنى چون وى جمع ننموده و از اينرو خود را بحافظ تخلّص ميكرد. اشعار عارفانهاش بسيار و مشهور هرديار و داير مابين صغار و كبار است، لكن بجهت كثرت اهتمامى كه بتدريس قرآن و حاشيه نوشتن بر كشّاف و مفتاح و مطالع داشته خودش را تدوين و ترتيب آن اشعار دسترس نبود و بعد از وفات او سيد قاسم انوار، قوام الدين، همين ديوان كنونى او را (كه بارها چاپ و شرحهاى بسيارى بر آن نوشته شده و در اقطار عالم معروف و به بسيارى از زبانهاى اروپائى ترجمه نمودهاند) برشته تدوين و ترتيب درآورد و يا بنوشته بعضى، اين تدوين و ترتيب اشعار خواجه بعد از وفات او با مواظبت و مباشرت محمد گل اندام ميباشد كه در مجلس درس قوام الدين، همدرس خود خواجه و شريك در استفاده بوده است. بهرحال در نتيجه اينكه تدوين و ترتيب اين