اصول فلسفه و روش رئاليسم - العلامة الطباطبائي - الصفحة ١٥٩ - نكته ٢
و جز آنها- كه افعال ما تاثيرى در وجود آنها نداشته- و فقط وابسته بعلل و اسباب خود مىباشند در عين اينكه در حركات خويش آزاد و مختار است- و طبيعت بوى ميدان داده- و مسير معينى را براى وى تعيين نكرده است- و تعيين مسير را به اراده خود حيوان واگذار كرده است- اين تعيين ارادى و اختيارى و انتخابى حيوان- همواره با اشاره غريزه صورت مىگيرد- و بيش از اين حيوان آزادى ندارد- .
ولى در انسان- اين محدوديت نيز از بين رفته است- انسان علاوه بر آنكه از لحاظ تنوع- و تكامل غرائز و تمايلات غنىتر است از حيوان- يعنى تمايلات درونى انسان- منحصر به تمايل جلب غذا و آب- و تمايل جنسى و چند تمايل محدود ديگر نيست- بلكه چندين تمايل عالى بالاختصاص- در انسان وجود دارد كه در حيوان نيست- از قبيل تمايلات زيبائى و تمايلات اخلاقى- و تمايل حقيقت جوئى حكومت مستبدانه- و بلا شرط غرائز نيز در انسان وجود ندارد- زيرا يك اختلاف فاحش- بين طرز فعاليت انسان- و فعاليت حيوان موجود است- كه موجب شده حكومت مستبدانه- و بلا شرط تمايلات و غرائز از بين برود- و حكومت مشروط و مقرون به آزادى روى كار بيايد- اين اختلاف فاحش روى اين جهت است- كه نوع فعاليت حيوان التذاذى است- و نوع فعاليت انسان تدبيرى- .
در پاورقىهاى جلد دوم اين كتاب- فرق بين فعاليت التذاذى- و تدبيرى را بيان كرديم- و بر سبيل احتمال گفتيم- كه هر چند هنوز كنه فعاليتهاى غريزى حيوان كشف نشده- ولى باقرب احتمال- حتى عجيبترين اعمال دقيق غريزى حيوانات- از قبيل اعمال مورچهگان و زنبور عسل- از نوع فعاليت التذاذى است نه فعاليت تدبيرى- .
فعاليت تدبيرى انسان باين نحو است- كه صرف مورد موافقت قرار گرفتن يك عملى- با بعضى تمايلات كافى نيست- براى اينكه قوه اراده در صدد اجرا بر آيد- و انسان را وادار بعمل كند- بلكه بعد از اينكه تصور مطلوبى- كه موافقت با يكى از تمايلات دارد پيش آمد- انسان روى استعداد مخصوص خود به سنجش- و مقايسه و مال انديشى مىپردازد- و سوابق ذهنى خود را دخالت مىدهد- و قوه پيش بينى خود را بكار مىاندازد- و در نتيجه جميع لوازم و نتائج منطقى- كه ممكن است اين عمل در بر داشته باشد- تا حد امكان در نظر مىگيرد- و انواع و اقسام فوائد- و مضار متصوره آن شىء را مىسنجد- اگر