روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤ - ترجمه
گفت:برو كه هرچه پيش از اين [١]كردهاى بر تو از آن هيچ نيست.آنگه [٢]رسول -عليه السلام-ايشان را عطا داد و خلعت [٣]،و عمرو بن الأهتم از ايشان بازپس ايستاده بود كه ميان او و قيس بن عاصم چيزى بود.رسول-عليه السلام-او را نيز همان بفرمود كه ايشان را داده بود [٤].قيس بن عاصم در حقّ او شعرى بگفت و از آن سبب گفتار دراز شد [٥]و آوازشان بلند شد [٦].خداى تعالى اين آيات [٧]فرستاد. لاٰ تَرْفَعُوا أَصْوٰاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ .
آنگه گفت: إِنَّ الَّذِينَ يُنٰادُونَكَ مِنْ وَرٰاءِ الْحُجُرٰاتِ ،آنان كه تو را آواز مىدهند از برون حجرهها-يعنى بنى تميم-و تو را به نام مىخوانند،چنان كه رفت.اين قول قتاده است.عبد اللّه عبّاس گفت:رسول-عليه السلام- سريّتى [٨]به بنى العنبر [٩]فرستاد و عيينة بن الحصن [١٠]الفزارىّ را برايشان [١١]امير كرد.چون بشنيدند كه لشكر پيغامبر [١٢]آمد بگريختند و عيال را رها كردند.عيينه ايشان را به بردگى بياورد به مدينه [١٣]پس از آن مردان ايشان بيامدند تا فديه دهند و زنان و فرزندان [١٤]بازخرند.چون به مدينه رسيدند وقت قيلوله بود و رسول-عليه السّلام-در بعضى [١٥][٦-ر]حجرات زنان خفته بود.بر در حجره بايستادند و آواز دادند:اخرج الينا يا محمّد!رسول را بيدار كردند.رسول -عليه السلام-برون [١٦]آمد.گفتند:اين عيال ما را با ما ده يا فديه بستان [١٧].
[١] .كا:ازين پيش.
[٢] .گا:آنگاه.
[٣] .كا:عطا و خلعت داد.
[٤] .آد:او را خلعت و عطا داد.
[٥] .آج،كا،لا:گفتگويى برفت،آد،گفتگويى شد.
[٦] .آد،گا:گشت.
[٧] .آج،آد،گا:آيت.
[٨] .كا:لشكرى را.
[٩] .آد،گا:بنى الغير.
[١٠] .آد،كا،گا،لا:الحصين.
[١١] .گا:بر او.
[١٢] .آج،آد،كا،گا:پيغمبر،لا:رسول.
[١٣] .آد:به مدينه آورد.
[١٤] .آج+خود،آد،كا،گا+را.
[١٥] .آد،گا:در يكى.
[١٦] .آد،كا،گا:بيرون.
[١٧] .كا:گفتند:فديه بستان و عيال ما را با ما ده،آد:گفتند عيال ما را با ما ده و فديه بستان.