روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٨٣ - ترجمه
خيمهاى از پارهاى [١]لؤلؤ باشد چهار فرسنگ در چهار فرسنگ،او را چهار هزار مصراع باشد.
أنس مالك روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:شب معراج كه مرا به آسمان بردند،در بهشت جويها ديدم بر كنارههاى او خيمهها زده از مرجان،ازآنجا آواز بيرون مىآمد كه:
السلام عليك يا رسول اللّه. من گفتم:يا جبرئيل اينان كهاند؟ گفت:كنيزكانىاند از حور عين [٢].دستورى خواستند از خداى تعالى تا بر تو سلام كنند،خداى دستورى داد ايشان را و مىگفتند:
نحن الخالدات فلا نموت ابدا و نحن النّاعمات فلا نبأس أبدا [٣]أزواج رجال كرام،حور مقصورات فى الخيام ،گفت:
ما هميشه زندگانيم كه نمىميريم هرگز و ما ناعمانيم كه به سختى نرسيم هرگز، زنان مردان كريم.حور مقصورات فى الخيام حوريان در خيمهها بازداشته.
لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لاٰ جَانٌّ ،عامّۀ قرّاء به كسر«ميم»خواندند،و أبو حياة الشّاميّ و طلحة بن مصرّف در شاذّ به ضم خواندند،و كسائي يكى مكسور خواند و يكى مضموم.
ابو اسحاق گفت:در قفاى اصحاب اميرالمؤمنين [٤]نماز كردم [٥]،از ايشان شنيدم كه:[١٢٢-پ]«يطمثهنّ»خواندند به ضمّ«ميم»،و[از] [٦]اصحاب عبد اللّه مسعود شنيدم به كسر«ميم»خواندند،و كسائي براى آن يكى به ضم خواند و يكى به كسر تا از اين روايت برون نشده باشد،و هما لغتان.
مُتَّكِئِينَ عَلىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ ،گفت:تكيه زده باشند بر رفرف سبز.سعيد جبير گفت:«رفرف»مرغزارهاى بهشت باشد پرگياه سبز و تازه،و يكى را«رفرفه» گويند،و«رفارف» [٧]جمع رفرف باشد و هو جمع الجمع.عبد اللّه عبّاس گفت:
[١] .آد،گا:از يك پاره.
[٢] .آج،كا:كنيزكان از حورعيناند.
[٣] .آد،گا+نحن.
[٤] .آد،كا،گا+على عليه السلام.
[٥] .آد،كا،گا:مىكردم.
[٦] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٧] .اساس:رفاف،با توجّه به آج و ديگر.