روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩١ - ترجمه
لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ [١] .
سفيان عيينه گفت:وفّى،يعنى [٢]اداى امانت كرد.ضحّاك گفت:مناسك حج به تمامى بگزارد.عطاء بن الياس [٣]گفت:ابراهيم-عليه السلام-با خداى عهد كرد كه هيچچيز نخواهد از هيچكس جز از خداى تعالى.چون او را به آتش انداختند،جبريل آمد به او گفت:هيچ حاجت دارى؟گفت:حاجت دارم [٤]،امّا اليك فلا؛امّا به تو ندارم خداى تعالى[٨٢-پ]به اين [٥]خصلت [٦]بر او ثنا گفت.
حسين بن الفضل گفت:به قيام نمودن به خدمت ميهمان [٧]وفا كرد تا او را ابو الأضياف خواندند.ابو بكر ورّاق گفت:به شرط دعوى قيام نمود،خداى [٨]او را گفت: أَسْلِمْ قٰالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعٰالَمِينَ [٩]،خداى تعالى او را به صحّت دعوى مطالبت كرد،و امتحان كرد او را در نفس و فرزند و مال،او تن به نيران داد و فرزند به قربان،و مال به مهمان خداى تعالى او را وفادار خواند.
و در تفسير اين آيت از رسول-عليه السلام-دو قول روايت كردند:يكى آنكه سهل بن عبد اللّه روايت كرد از پدرش از رسول-عليه السلام-گفت:خبر دهم شما را كه خداى تعالى ابراهيم را وفادار چرا خواند؟گفتند:بگو يا رسول اللّه گفت:هر بامداد و شبانگاه بگفتى:فسبحان اللّه حين تمسون و حين تصبحون، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون [١٠]،و قولى ديگر آن است كه ابو امامه روايت كرد كه رسول-عليه السلام-گفت:دانى [١١]تا خداى تعالى چرا ابراهيم را وفادار خواند؟گفتند:خداى و پيغامبر عالمتر. [١٢]گفت:براى آنكه
[١] .سورۀ فاطر(٣٥)آيۀ ٣٠.
[٢] .آج:أى.
[٣] .آج،آد،گا:عطاء بن السّائب.
[٤] .آد،كا،گا+گفت.
[٥] .آد،گا:بدين.
[٦] .آد،گا:صدق.
[٧] .آج:مهمان؛كا،گا:مهمانان.
[٨] .آج+تعالى.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٣١.
[١٠] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ١٧ و ١٨.
[١١] .آج و ديگر نسخه بدلها:دانيد.
[١٢] .آد،كا،گا+است.