روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠١ - ترجمه
ذكره و أحيا بذكره؛گروهى را از ياد كرد خود بميراند به خذلان و گروهى را به ياد كرد خود زنده گرداند] [١]به توفيق ابن عطا گفت:امات بعدله و أحيا بفضله،به عدل بميرانيد و به فضل زنده كرد.و قيل:امات بالمنع و الحرمان و أحيا بالجود و الاحسان.
وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثىٰ ؛و آنچه آفريد از حيوانات دودو آفريد جفت جفت نر و ماده،براى تناسل تا [٢]منقطع نشود و جهان آبادان مىباشد چندان كه او مىخواهد مِنْ نُطْفَةٍ ؛از اين آب پشت إِذٰا تُمْنىٰ ،اى تصبّ فى الرحم؛چون در رحم ماده ريخته شود.يقال منى الرّجل[٨٦-پ]و امنى و اين قول ضحّاك است و عطا و ديگران [٣]گفتند:تمنى،اى تقدر.يقال:منيت الشىء اذا قدرته.و قال:حتّى تبيّن ما يمني لك الماني [٤]،اى يقدر لك القادر.و مرگ را ازاينجهت منيّت خوانند كه بر آدمى مقدّر است.
وَ أَنَّ عَلَيْهِ النَّشْأَةَ الْأُخْرىٰ ،و بر اوست بازآفريدن ديگر،يعنى اعادت و بعث و نشور و آنكه خلق را زنده كند پس از مرگ.
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنىٰ وَ أَقْنىٰ ،و ابو صالح گفت:خلقان را توانگر [٥]كرد [٦]به مال. وَ أَقْنىٰ قنيه بداد ايشان را و آن سرمايه است [٧]،ضحّاك گفت:توانگر [٨]بكرد به زر و سيم و قنية داد به چهار پاى از گاو و گوسپند [٩]و شتر [١٠].مجاهد و حسن و قتاده گفتند:اقنى معنى آن است كه تو را خدمتكاران پديد كرد.
[١] .اساس،و آج:افتادگى دارد،از آد،افزوده شد.
[٢] .آد،گا+نسل.
[٣] .آد،گا+مفسران.
[٤] .در تفسير قرطبى(١١٨/١٧)به صورت مصراعى آورده است از ابو قلابۀ هذلى تا با اين بيان كه قال الشاعر:حتّى تلقى ما يمنى لك المانى.
[٨] [٥] .گا:همه نسخه بدلها:توانگر.
[٦] .كا:گرداند.
[٧] .آد،گا:باشد.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:گوسفند.
[١٠] .كا:اشتر.