روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٥٢ - ترجمه
گفت:[ما] [١]لي أريكم سكوتا؛چرا [٢]شما را خاموش مىبينم؟جنّيان جواب نيكوتر از شما گفتند.چون اين سوره برايشان خواندم،گفتند:يا رسول اللّه!چه جواب دادند؟گفت:يكبار كه من گفتم [٣]فَبِأَيِّ آلاٰءِ رَبِّكُمٰا تُكَذِّبٰانِ ،ايشان آواز بر آوردند [٤]و لا بشيء من نعمك ربّنا نكذّب؛بار خدايا [٥]هيچ نعمت از نعمتهاى تو تكذيب نمىكنيم.و گفتند خطاب با انس است تنها و لكن به لفظ تثنيه گفت على عادة العرب.امّا كلام در تكرار اين آيت در آخر اين سوره بيايد انشاءاللّه تعالى.
قوله: خَلَقَ الْإِنْسٰانَ مِنْ صَلْصٰالٍ كَالْفَخّٰارِ ،آنگه گفت:خداى تعالى آدم را از گلى آفريد مانند گل كوزهگران و«صلصال»گلى باشد خشك كه آن را صلصله باشد و آوازى از خشكى.و«فخّار»گفتند.گلى پخته [٦]باشد و به كوزه كرده و گفتند:ناپخته باشد.
وَ خَلَقَ الْجَانَّ ؛و بيافريد جنّيان را، مِنْ مٰارِجٍ مِنْ نٰارٍ [٧]،[گفتند«جانّ» ابو الجنّ است چنان كه آدم ابو البشر است.ضحّاك گفت:مراد به«جانّ»ابليس است.ابو عبيده گفت«جانّ»واحد جنّ است.من مارج] [٨]گفتند:«مارج»لهب صافى باشد[١٠٨-پ]درفش و بخشيدن [٩]آتش كه به آن دودى نباشد عبد اللّه عبّاس گفت:زبانۀ آتش باشد،عكرمه گفت:نيكوتر آتشى باشد.مجاهد گفت:آن باشد كه مختلط [١٠]شود بعضى به بعضى از لهب او سرخ و زرد و سبز،آنگه
[١] .اساس و آج:ندارد،از آد،افزوده شد.
[٢] .اساس تا چرا،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .آد،كا،گا:هربار كه من گفتمى.
[٤] .گا:مىدادند و فرياد مىكردند و مىگفتند.
[٥] .آد،كا،گا+به.
[٦] .آج:پيخته.
[٧] .آد،گا+از زبانۀ آتش.
[٨] .اساس:افتادگى دارد،از آج افزوده شد.
[٩] .كذا در اساس؛آج:لخشيدن كه تحريفى از بخشيدن است؛آد،گا:درفشيدن و افروختگى آتش؛كا: بشخيدن/بخشيدن.
[١٠] .آد،گا:مختلف.