روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٣ - ترجمه
باد مىدرآمد [١]سرهاى ايشان از تن مىگسست و دستهاى ايشان جدا مىكرد، تنهاى ايشان افتاده بود بىسر بمانند درخت سر بزده [٢].
ابو بكر انبارى [٣]گفت:مبرّد را [٤]به حضرت اسماعيل بن اسحاق القاضى [٩٦-ر]از هزار مسئله پرسيدند از جملۀ آن مسائل اين بود كه چرا خداى تعالى گفت:جاءها ريح عاصف [٥]،و دگر جاى:و لسليمان الرّيح عاصفة [٦]،يك جاى بى«تا»و دگر جاى با«تا»ى تأنيث،و كذلك قوله: أَعْجٰازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ ،و: أَعْجٰازُ نَخْلٍ خٰاوِيَةٍ ؟گفت:هرچه از اين باب آيد تذكير او بر لفظ محمول بود و تأنيث بر معنى.
فَكَيْفَ كٰانَ عَذٰابِي وَ نُذُرِ [٧] ؛[عذاب من و وعيد من برايشان چون بود؟] [٨].
وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ،[و تفسير اين آيت برفت] [٩].
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِالنُّذُرِ ،آنگه گفت:ثمود،كه قوم صالح بودند،تكذيب كردند و دروغ داشتند انذار صالح را-عليه السلام-و روا باشد[كه] [١٠]«نذر»جمع نذير باشد اين جا.
فَقٰالُوا ؛گفتند: أَ بَشَراً مِنّٰا وٰاحِداً نَتَّبِعُهُ ؛ما آدمى را هم از ما [١١]چون ما متابعت كنيم [١٢]؟ إِنّٰا إِذاً لَفِي ضَلاٰلٍ وَ سُعُرٍ ؛[ما آنگاه در ضلال و گمراهى باشيم از دين
[١] .كا:باد بر مىآمد.
[٢] .آج،آد،گا:سر زده.
[٣] .اساس،آج:انهارى،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .اساس+گفتم،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٥] .سوره يونس(١٠)آيۀ ٢٢.
[٦] .سورۀ انبيا(٢١)آيۀ ٨.
[٧] .كا+آنگه گفت.
[٩] [٨] .اساس،آج،ترجمه ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .آج+يكى.
[١٢] .آد،گا+او را.