روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٦ - ترجمه
گوسپندان بياوردى و سنگى بود بزرگ برآن سنگ نهادى تا عرب كه گذشتندى پست [١]آن چرب كردندى،چون او بمرد ثقيف آن سنگ با قبيلۀ خود بردند و مىپرستيدند.امّا«عزّى»در او خلاف كردند.مجاهد گفت:درختى بود غطفان را كه پرستيدندى،و ازآنكه [٢]رسول-عليه السلام-خالد وليد [٣]را بفرستاد تا ببريد، تبر بر او مىزد و مىگفت:
يا عزّ كفرانك لا سبحانك
انّي رأيت اللّه قد اهانك
شيطانى از آن درخت بيرون آمد،مويها [٤]برافلاخته [٥]و واى و ويلخوانان دستها بر سر نهاده،خالد بازآمد و رسول را خبر داد.رسول-عليه السلام- گفت:چرا نكشتى او را؟گفت:يا رسول اللّه[٧٦-پ]نديدم [٦]او را،در حال ناپديد شد.گفت:درخت از بيخ بر كندى؟گفت:نه.گفت:از اين نوبت كه آنجا روى درخت از بيخ بر كن و اصل او ببر تا باز برنيايد،و اگر آن زن را ببينى بكش.خالد بازرفت [٧]درخت از بيخ بركند [٨]و عروق او از بيخ ببريد،زنى از او بر آمد عريان،او را بكشت و بازآمد و رسول را خبر داد،گفت:آن عزّى بود و دگر او [٩]را نپرستند [١٠].
ضحّاك گفت:«عزّى»صنمى بود غطفان را [١١].سعيد بن ظالم [١٢]نهاد براى ايشان،و سبب آن بود كه او به مكّه آمد قريش را ديد كه سعى صفا و مروه
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها+به.
[٢] .آج:آن بود كه؛آد،گا:و آن آن بود كه؛كا:و او آن بود كه.
[٣] .آج،آد،گا:خالد بن وليد.
[٤] .اساس:ميوهها/ميوها/مويها؛آج:ميوها؛آد،كا،گا:مويها.
[٥] .آد،كا،گا:باز كرده.
[٦] .آد،گا:چون بديدم.
[٧] .آد،گا+و.
[٨] .آد،گا:بر آورد.
[٩] .كا:آن درخت.
[١٠] .آد،كا،گا:نپرستيدند.
[١١] .آد،گا+كه.
[١٢] .آد،كا،گا:سعد بن ظالم.