روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٠ - ترجمه
وَ قٰالَ قَرِينُهُ ؛قرين او گويد،يعنى فرشتۀ موكّل: هٰذٰا مٰا لَدَيَّ عَتِيدٌ ؛اين آن است كه به نزديك من نهاده و ببجارده بود [١]اشارت به ديوان عمل اوست،أى معدّ محفوظ.مجاهد گفت:معنى آن است كه اين آن است كه تو مرا بر او موكّل كردى امروز او را بازسپردم،و بر اين قول اشارت به بنده باشد.
أَلْقِيٰا فِي جَهَنَّمَ
،گفتند:خطاب است با قرين او و با مالك،گويد هر دو را كه:دست يكى دارى [٢]و هر دو [٣]او را به دوزخ اندازى [٤].بعضى دگر گفتند:خطاب با مالك است تنها،جز كه كلام عرب بر اين است كه خطاب كنند با يك كس به لفظ تثنيه،يقول العرب:ويلك ارحلاها و ازجراها،و خذاه و اطلقاه [٥]،و خطاب ايشان بيشتر بر اين است:خليليّ و صاحبى، [٦][و قال الشّاعر] قفا نبك من ذكرى حبيب و منزل
[٧]قفا و دعا نجدا و من حلّ بالحمى و قلّ لنجد عندنا ان يودّعا
و مانند اين بسيار است،فرّاء گفت:سبب آن است كه كمترينۀ صحبت ايشان سه كس باشند:راكبى [٨]و قائدى و سايقى،پس ما دام خطاب با دو باشد هريكى را،آنگه آنجا نيز كه يكى بود اين عادت بود [٩]،و قال امرؤ القيس:
خليليّ مرّابي على امّ جندب
و قال:
قفا نبك من ذكرى حبيب و عرفات
[١٠]
و قال:
[١] .آد،گا:آماده بودى.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:داريد.
[٣] .آد،كا،گا:«هر دو»را ندارد.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:اندازيد.
[٥] .اساس،آج:اطلباه؛با توجه به آد تصحيح شد.
[٦] .آد+قال الشاعر.
[٧] .آد،گ+بسقط اللّوى بين الدخول فحومل.
[٨] .اساس،آج:ركبى؛با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها
[٩] .آد،گا+رها نكنند؛كا+رها نكردند.تصحيح است.
[١٠] .كذا:در اساس؛آج:و عرفان؛آد و ديگر نسخه بدلها مصراع را ندارد.