روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٤ - ترجمه
هَلِ امْتَلَأْتِ وَ تَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ؛و دوزخ گويد:زيادتى هست؟ يَوْمَ نَقُولُ ، عامّۀ قرّاء به«نون»خواندند على إخبار اللّه عن نفسه على وجه التّعظيم،و نافع خواند و ابو بكر عن عاصم:به«يا»خبرا عن الغائب،اعتبارا بقوله تعالى: قٰالَ لاٰ تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ ،حسن بصري خواند:«يقال»على الفعل المجهول،و اين سؤال [١]و جواب را دو وجه باشد:يكى آنكه خطاب با خازنان دوزخ باشد و لكن حوالت با دوزخ كرد على سبيل التّوسّع،دوم آنكه بر وجه تهديد و تنبيه باشد كافران را و بر حقيقت اين جا سؤال و جوابى نباشد،يعنى اين حال چنان محقّق است كه اگر دوزخ اهل جواب باشد از او سؤال كنند،جواب اين دهد كه: هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ،چنان كه بيان كرديم في قوله تعالى: اِئْتِيٰا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قٰالَتٰا أَتَيْنٰا طٰائِعِينَ [٢]، در ذكر آسمان و زمين.
آنگه في قوله: هَلْ مِنْ مَزِيدٍ ،دو قول گفتند:يكى آنكه صورت استفهام است و مراد جحد،و المعنى ما من مزيد.و قولى ديگر آن است كه استزداد [٣]است و بر حقيقت زيادت مىخواهد.امّا خبر أنس و أبو هريره و عبد اللّه عبّاس و دگر راويان كه در اين آيت گفتند خداى تعالى بفرمايد مستحقّان دوزخ را از كفّار و فسّاق تا به دوزخ مىرانند و به دوزخ فرومىكنند و دوزخ ايشان را فرومىخورد و استزادت مىكند و زياده مىخواهد
فيضع الجبّار قدمه [٤]عليها، خداى تعالى قدم خود در دوزخ كند دوزخ پر شود و با هم جهد و متقاصر شود و گويد:
قط قط [٥]؛ بسبس [٣٣-پ]،تا چنان شود كه در او جاى سوزنى نباشد.اين خبرى است منكر الظّاهر براى آنكه اقتضاى جسميّت مىكند،و به لفظ ديگر آمد:
يضع الجبّار رجله فيها.
امّا ما را در اين خبر دو طريق است:يكى آنكه اعتداد نكنيم و گوييم از
[١] .آج+را.
[٢] .سورۀ فصّلت(٤١)آيۀ ١١.
[٣] .آج:استزاد؛آد،كا،گا:استزادت.
[٤] .اساس:قدم،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٥] .كا+يعنى.