روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٩ - ترجمه
قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ ؛بگو ايشان را [١][٦٠-پ]انتظار كنى [٢]به صبر كه من نيز در حقّ شما هم اين مىكنم تا آنچه در حقّ من مىاندازى [٣]به شما بينم [٤]كه فرمان خداى در شما رسد از مرگ يا عذاب.
أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلاٰمُهُمْ بِهٰذٰا ؛يا عقل ايشان مىفرمايد ايشان را اين كه مىكنند.
و اين براى آن گفت كه ايشان دعوى عقل و زيادت او كردند بر ديگران و از احلام و عقول خود لاف زدند و گفتند:إن محمّدا قد سفّه أحلامنا،يعنى مىگويد عقل شما سفيه است و سبك است،يعنى اندك است.گفت:اين ثمرۀ عقل ايشان است. أَمْ هُمْ قَوْمٌ طٰاغُونَ ؛بل خود ايشان گروهىاند طاغيان و از حد و اندازه برون رفتگان [٥].
أَمْ يَقُولُونَ تَقَوَّلَهُ ؛يا مىگويند اين قرآن محمّد فرا بافته است از خويشتن، بَلْ لاٰ يُؤْمِنُونَ ؛گفت نه چنين است كه ايشان گفتند بل ايشان را برگ نيست كه ايمان آرند به اين قرآن از عتو و طغيان و استكبارشان. آنگه دليل انگيخت ايشان را بر آنكه اين قرآن گفته و ساختۀ [٦]بشر نيست،گفت: فَلْيَأْتُوا بِحَدِيثٍ مِثْلِهِ ؛بگو تا قرآنى چنين بيارند [٧]اگر دعوى مىكنند كه اين قرآن،تو گفتهاى و تو آوردهاى، اگر راست مىگويى [٨]در اين دعوى كه كردى [٩]كه زبان زبان شماست و محمّد هم از شهر [١٠]و نسب شماست و در بشريّت و فصاحت و لغت و ولايت شهر يكى اى [١١].چون نمىتوانى آوردن،دليل است بر آنكه محمّد هم نتواند [١٢]،و اين گفتۀ او نيست چه اگر چنين بودى [١٣]شما بياوردى و بگفتى مانند اين.
[١] .آد،كا،گا+كه.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:كنيد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىاندازيد.
[٤] .آد،كا،گا:ببينم.
[٥] .آج:بيرونرفتگانند.
[٦] .آد،گا:اين قرآن قول.
[٧] .آد،گا:گو بيارند حديثى مثل اين.
[٨] .آج:مىگوييد؛آد،گا:مىگويند.
[٩] .آد،گا:كردند.
[١٠] .آد،گا+شما.
[١١] .همۀ نسخهها:يكىايد.
[١٢] .آد+كردن؛گا+آوردن.
[١٣] .آج:اگر گفتۀ او بودى.