روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٠ - ترجمه
آنگه اهل مكّه را تهديد كرد و گفت: أَ كُفّٰارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولٰئِكُمْ ،گفت:
كافران شما بهترند از ايشان كه [١]ايشان هلاك شدند و اينان هلاك نخواهند شد؟و امّت سلف را عذاب كردند از قوم نوح و عاد و ثمود و قوم لوط و قوم فرعون.و أُولٰئِكُمْ اشارت است به ايشان اين قوم به از ايشاناند كه از عذاب ايمن شدهاند؟ [٩٩-ر].لفظ استفهام است و مراد جحد،يعنى بهتر نيستند. أَمْ لَكُمْ بَرٰاءَةٌ فِي الزُّبُرِ ؛يا شما را براءتى هست در كتابها،يعنى برائت امانى [٢]از عذاب.
أَمْ يَقُولُونَ ؛يا كافران مكّه مىگويند: نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ؛ما جماعتىايم با عزّت و منعت و انتصار و انتقام،كس ما را طلب نيارد كردن و در راه ما ايستادن، و قوله: مُنْتَصِرٌ ،حمل بر لفظ كرد لرأس الآية،و اگر حمل بر معنى كردى «منتصرون»بودى.
سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ ،آنگه گفت:اين جماعت عزيز منيع [٣]را مجتمع شده و به قوّت خود مغرور شده به هزيمت كنند و بشكنند.قرائت عامۀ قرّاء بر فعل مجهول است و رفع«جمع»،و يعقوب خواند:«سنهزم»به«نون»مفتوح و كسر«زا»به نصب«جمع»على وجه التفخيم [٤]؛ما هزيمت كنيم آن جمع را [٥]و ايشان پشت بر كنند و از روى اطّراد كلام،«و يولّون الادبار»بايستى به جمع و لكن لرأس الآية و حملا على انّه أراد كلّ واحد منهم،كما يقال:ضربت منهم الرأس و ان شئت قلت:الرءوس،خداى تعالى آن وعده راست كرد و ايشان را روز بدر منهزم كرد.
مقاتل گفت:روز بدر ابو جهل اسب بيرون زد [٦]و در ميان مصاف [٧]آمد و گفت:ما امروز انتصار و انتقام بكشيم از محمّد و اصحابش.سعيد مسيّب گفت از عمر خطّاب كه چون [٨]آيت آمد: سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَ يُوَلُّونَ الدُّبُرَ ،ما ندانستيم كه
[١] .گا:بهترند از اين كافران.
[٢] .آج و ديگر نسخه بدلها:امان.
[٣] .آد،گا:منيع.
[٤] .آد:التّعظيم.
[٥] .كا+و يولون الدبر.
[٦] .آد،گا:بيرون راند.
[٧] .آد،كا،گا:ميدان.
[٨] .آد،گا+اين.