روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٨ - ترجمه
خزاعه،اهل مكّه آن را پرستيدندى] [١]و گفتند:لات و عزّى و مناة سنگها بود [٢]در كعبه [٣]نهاده بودند و اين [٤]را عبادت كردندى،و گفتند:اشتقاق«مناة»من ناء النجم ينوء نوءا.
و قرّاء خلاف كردند در وقف بر«لات»و«مناة».بعضى بر او وقف كردند به «هاو،و بعضى به«تا»،و هر«تا»كه اصلى باشد چون صوت و موت و فوت،بر او وقف به«تا»كنند،و هر«تا»كه زيادت باشد و تأنيث را باشد بر او وقف به «ها»كنند،نحو:رحمة و نعمة [٥]و ما اشبه ذلك.و آنچه مضاف بود بر او وقف نشايد كردن لتعذّر الفصل بين المضاف و المضاف إليه.
وَ مَنٰاةَ الثّٰالِثَةَ الْأُخْرىٰ ،در او [٦]وقف ممكن باشد،جز كه نشايد كردن لقبح الفصل بين الصّفة و الموصوف.و معنى آيت آن است كه:چنان مىدانى كه [٧]اين اصنام دختران خداىاند،و التّقدير:أ فرأيتم هذه الاصنام بنات اللّه،مفعول دوم بيفكند براى دلالت كلام بر او.و گفتند:معنى آن است كه اين اصنام را كه دعوى كردى [٨]كه خداىاند از اين آيات كه خداى راست چيزى هست ايشان را؟ و التّقدير:أ فرأيتم [٩]اللاّت و العزّى و مناة الثّالثة الاخرى يفعلون ما فعل اللّه أو بعض ما فعل اللّه،ثمّ حذف لدلالة الكلام عليه.
آنگه گفت: أَ لَكُمُ الذَّكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثىٰ ؛شما را فرزندان نرينه مىباشد [١٠]و خداى را مادينه،اين بهتر براى خود اختيار كردى [١١]و فروتر و كمتر براى خداى.
تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِيزىٰ ؛اين قسمتى است نه به عدل و نه به انصاف.
[١] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .كا:سنگهايى بود كه.
[٣] .آد،گا:مكّه.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:آن.
[٥] .آد،گا+و شجرة؛كا+سحرة.
[٦] .آج:بر او.
[٧] .آج،آد:مىدانيد؛كا،گا:مىدانند.
[٨] .كا:دعوى كردند.
[٩] .آج:أ فرأيت.
[١٠] .كا،گا:مىرسد.
[١١] .آج،آد،كا:كرديد.