روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٧
مصحف [١]برگيرد الّا كسى كه پاكيزه باشد و اخبار در اين معنى بسيار است.
امّا آنان كه گفتند:حمل آن روا بود آنان كه [٢]پاك نباشند استدلال كردند به آنكه رسول-عليه السلام-نامه به قيصر نوشت و در او بنوشت:
بسم اللّه الرحمن الرحيم، يٰا أَهْلَ الْكِتٰابِ تَعٰالَوْا إِلىٰ كَلِمَةٍ سَوٰاءٍ بَيْنَنٰا وَ بَيْنَكُمْ [٣]- الآية،و لا بدّ است ازآنكه او [٤]نامه به دست گرفته باشد و بخوانده [٥]و فقها گفتند:عند ضرورت روا باشد،امّا كودكان به نزديك ما روا بود كه مصحف برگيرند و نوشتۀ او را دست برنهند [٦].و شافعى را در اين دو قول است:يكى آنكه شايد و يكى آنكه نشايد، و اصحاب او بر قول اوّلاند.
تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعٰالَمِينَ ،أى هو تنزيل،منزّل را تنزيل خواند بر اتّساع چنان كه مخلوق را خلق گويند و مقدور [٧]را قدر گويند،و هذا الدّرهم ضرب الأمير.كتابى است فرود آمده از خداى جهانيان.
أَ فَبِهٰذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ ؛گفت:اين [٨]حديث كه قرآن است،ادهان مىكنيد!صورت استفهام است و مراد تقريع.عبد اللّه عبّاس گفت:مكذّبون، مقاتل حيّان گفت:كافرون،نظيره: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ [٩].و كقوله: وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمٰا كَفَرُوا [١٠].ابن كيسان گفت:مدهن آنكس باشد كه در اداى واجبات تقصير كند به تعلّل.مؤرّج گفت:مدهن منافق باشد كه جانب با همهكس نرم دارد،و أدهن و داهن واحد و أصله من الدّهن،و بعضى اهل لغت گفتند:ادهان ترك [١١]الحزم باشد يعنى طريقه احتياط و حزم نمىسپرند در قبول قرآن،و جدّ
[١] .گا:و نه نيز مصحف.
[٢] .آد،كا،گا:آنان را كه.
[٣] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٦٤.
[٤] .آد،گا:كه قيصر.
[٥] .آد،گا:و خوانده يا غيرى كه نه مسلمان بوده باشد.
[٦] .آج:نهند.
[٧] .آج:مقدّر.
[٨] .آد،گا:بدين.
[٩] .سورۀ قلم(٨٦)آيۀ ٩.
[١٠] .سورۀ نساء(٤)آيۀ ٨٩.
[١١] .كا:نزل.