روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٠ - ترجمه
به [١]از آن است كه اين [٢]گفتن كه [٣]ابن كيسان[گفت] [٤].
سفيان ثورى گفت:واصل الأحدب اين آيت بخواند: وَ فِي السَّمٰاءِ رِزْقُكُمْ ، گفت:اين چه ابلهى است كه من مىكنم،آنچه خداى گفت [٥]بر آسمان است من در زمين چگونه طلب مىكنم.برفت و زاويه گرفت و عبادت مىكرد.يك روز و دو روز چيزى پديد نيامد،روز سه ديگر [٦]سلّهاى [٧]ديد كه پيش او بنهادند.او را برادرى بود[در] [٨]توكّل از او درستتر [٩]،او از در درآمد سلّۀ خرما[٤٥-ر]دو شد،يكى اين مىخورد يكى [١٠]آن.هر دو در آن زاويه خداى را مىپرستيدند،و آن روزى به ايشان مىآمد [١١]تا با پيش خداى شدند.ابن محيصن خواند:و فى السماء رازقكم،به«الف»؛روزىدهندۀ شما در آسمان است يعنى خداى تعالى [نه] [١٢]به معنى جهت چنان كه تأويل كرديم مانند اين الفاظ را. وَ مٰا تُوعَدُونَ ؛و آنچه وعده مىدهند شما را از خير و شر.ضحّاك گفت:من الجنّة و النّار؛از بهشت و دوزخ.گفتند:قيامت خواست.
فَوَ رَبِّ السَّمٰاءِ وَ الْأَرْضِ ،آنگه قسم ياد كرد و سوگند به خداى آسمان و زمين كه:آنچه من گفتم از معنى روزى،حق است و درست است، مِثْلَ مٰا أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ،كوفيان«مثل»خواندند برفع،على انّه صفة لقوله «لحقّ».و باقى قرّاء«مثل»خواندند منصوب.آنگه در وجه او اختلاف [١٣]كردند.گفتند بعضى [١٤]:نصب بر حال است،و التّقدير:انّه لحقّ،مشبها [١٥]
[١] .كا:بهتر.
[٢] .آج:آن.
[٣] .آد،گا:آن است كه.
[١٢] [٨] [٤] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .كا+كه.
[٦] .آد،گا:روز سيم.
[٧] .آج،آد،كا،گا+خرما.
[٩] .كا:درستر.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:و يكى
[١١] .آج:مىرسانيدند؛آد،كا،گا:مىرسيد.
[١٣] .آج و ديگر نسخه بدلها:خلاف.
[١٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:بعضى گفتند.
[١٥] .كذا در اساس آد و گا و كا؛آج:مثل.