روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
-عليه السلام-كه او وفا[٨٢-ر]كرد به عهدهاى خداى تعالى [١]،وفى و أوفى و وفّى ثلاث لغات بمعنى واحد.
أَلاّٰ تَزِرُ [٢]وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ ،«ان»مخفّفه است از ثقيله،التّقدير [٣]:انّه لا تزر، و آنچه در آن صحف است آن است كه او به گناهكارى [٤]ديگرى را نگيرد،و بار گناه كسى بر كسى [٥]ننهد.بعضى مفسّران گفتند:پيش از ابراهيم-عليه السلام- ظلمۀ [٦]روزگار را عادت [٧]بود كه پدر را به گناه پسر بگرفتندى و برادر را به گناه برادر بكشتندى و خويش را به خويش بگرفتندى،تا خداى تعالى ابراهيم را بفرستاد،و بر او انزال كرد [٨]در صحف او كه: أَلاّٰ تَزِرُ وٰازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ ،ابراهيم -عليه السلام-را وصف كرد به وفّى.
سعيد جبير و حسن و قتاده گفتند:وفّى،أى عمل بما امر به؛با آنچه او را فرمودند قيام كرد و رسالت خداى به خلق گزارد و از عهده [٩]تكاليف نبوّت برون [١٠]آمد و به همه وفا كرد.ربيع گفت:به خواب كه ديد وفا كرد و پسر را قربان كرد.ابو العاليه گفت:اركان اسلام به تمامى به جاى آورد،و ذلك قوله تعالى:
وَ إِذِ ابْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ [١١] گفت:پيش از او كس نبود كه او را امتحان كردند به دين[و] [١٢]او سهام [١٣]و شرايط آن به تمامى به جاى آورد الّا ابراهيم-عليه السلام-.و توفيه و توفي تمام به دادن باشد،قال اللّه تعالى:
[١] .آد،كا+يقال.
[٢] .كذا در اساس،آج،آد،گا؛ضبط قرآن مجيد:الّا تزر.
[٣] .آد،گا:و التّقدير.
[٤] .آج+ديگرى؛آد،كا،گا:به گناه ديگرى.
[٥] .آد،گا+ديگر.
[٦] .كا:ظالمان.
[٧] .آد،گا+چنان.
[٨] .آد،گا:و بدو فرود آورد؛كا:و بر او انزله كرد.
[٩] .اساس و آج:عهد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها و معنى جمله تصحيح شد.
[١٠] .آد،كا،گا:بيرون.
[١١] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٢٤.
[١٢] .آج،آد+و؛كا+كه.
[١٣] .آد:تمامى؛گا:تمام.