روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١ - ترجمه
و ذمّش شين.گفتند:ما جماعتىايم [١]از بنى تميم،شاعر و خطيب خود را آوردهايم تا با تو مناظره كنيم در شعر و مفاخره كنيم در خطب.
رسول-عليه السلام-گفت:مرا نه براى شعر فرستادهاند و مفاخره نفرمودهاند مرا [٢]،و لكن بيارى تا چه مىگويى.زبرقان بن بدر گفت جوانى را از [٣]ايشان:برخيز و فضل قوم خود بگوى.او برخاست [٤]و گفت:الحمد للّه الذي جعلنا خير خلقه و آتانا اموالا نفعل فيها ما نشاء فنحن من خير اهل الارض اكثرهم عدّة و ما لا و سلاحا فمن انكر علينا قولنا[٤-ر]فليأت بقول هو احسن من قولنا و فعال هو خير من فعالنا.رسول-عليه السلام-ثابت بن قيس بن شمّاس را گفت-و او خطيب رسول بود [٥]-عليه السلام-:برخيز جواب ده او را.
او [٦]برخاست [٧].و گفت:الحمد للّه احمده و استعينه و أتوكل عليه و اشهد ان لا اله الّا اللّه وحده لا شريك له و اشهد انّ محمدا عبده و رسوله دعا المهاجرين من بني عمّه احسن النّاس وجوها و اعظم اخلاقا فاجابوه و الحمد للّه الذي جعلنا انصاره و وزراء رسوله و عزّا لدينه فنحن نقاتل النّاس حتّى يقولوا لا اله الّا اللّه فمن قالها منع منّا نفسه و ماله و من اباها قتلناه و كان رغمه في اللّه علينا هيّنا،اقول قولي هذا و استغفر اللّه للمؤمنين و المؤمنات.
زبرقان گفت جوانى ديگر را [٨]كه:برخيز [٩]ابياتى بگو،در او [١٠]فضل خود و فضل قوم خود بيان كن [١١].جوان برخاست [١٢]و اين بيتها بگفت:
[١] .آد،گا:جماعتى هستيم.
[٢] .آد،گا:مرا براى شعر گفتن و مفاخرت كردن نفرستادهاند.
[٣] .آد،كا،گا،لا+جوانان.
[٤] .اساس،آج،كا،گا:برخواست،با توجه به لا تصحيح شد.
[٥] .آج:است.
[٦] .آد،گا:ثابت.
[٧] .اساس و همۀ نسخه بدلها بجز لا:برخواست.
[٨] .آج،كا،گا:جوانى ديگر را گفت.
[٩] .همۀ نسخه بدلها+و.
[١٠] .آج:و در او،آد،كا:كه در او،گا،لا:كه در آن.
[١١] .آد،كا،گا،لا:كنى.
[١٢] .اساس،آد،گا:برخواست.