روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٥ - ترجمه
تروح [١]بطانا ،گفت:شما توكّل كردى [٢]بر خداى حقّ توكّلش[٤٧-ر]چنان كه ببايد روزى دادى شما را چنان كه مرغان را دهد،بامداد از آشيانها بيرون آيند حوصلهها [٣]تهى،و نماز شام به آشيانها روند حوصلهها [٤]پر.
امّا آنچه تكليف تو است در اين باب سعى است و طلب كردن روزى از مطلب خود از وجهى حلال،آنگه آنچه صلاح تو است به تو رسد،و آنچه نرسد هم صلاح تو است [٥].طلب تو جهاد است و دادن او صلاح يا نادادن،تو را آن [٦]مجاهدت امتناع نبايد كردن كه:
طلب الحلال جهاد، و
قال عليه السلام: رجعنا من الجهاد الاصغر الى الجهاد الاكبر. تكليف تو يافتن نيست،تكليف تو جستن است [٧].
و علىّ ان اسعى و ليس علىّ ادراك النّجاح [٨].
آنكه به تو [٩]است جدّ است،و آنكه [به اوست جدّ است] [١٠].اين جدّ جهد است و آن جهد جهاد [١١]،آن جدّ حظ است و آن حظّ[حظّ [١٢]است،و آن] [١٣]به قضاست و بر تو به آن قضا رضاست،چه اگر راضى نباشى سخط تو را اثر نيست [١٤]:
فان تغضبوا من قسمة اللّه حظّكم
فللّه اذ لم يرضكم كان أبصرا
بارع زوزني گويد در اين معنى و معنى لطيف كرد [١٥]:
يقولون انّ المال عنقاء مغرب
لذى الفضل فاقنع تسترح قلت فاقلبوا
[١] .اساس:يروح،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٢] .آج،آد:يعنى اگر شما توكّل كرديد.
[٤] [٣] .اساس:آد،گا:حوصلها/حوصلهها.
[٥] .آد،گا:در آن است.
[٦] .آج:صلاح با نادان از؛آد،گا:و دادن و نادادن او صلاح تو را از.
[١٤] [٧] .كا+قال الشّاعر.
[٨] .اساس:و علىّ ان اسعى ادراك النّجاح،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .كا:بر تو.
[١٣] [١٠] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .آد،كا،گا+است و.
[١٢] .آد:خط.
[١٥] .آج،گا:لطيف است.