روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٦ - نظم
فلان [١]كردند [٢]،و به طمع صدقه آمده بودند[مىگفتند] [٣]:اعطنا؛ما را عطا ده.
خداى تعالى اين آيت فرستاد در ايشان.
سدّى گفت:آيت در اعراب مزينه و جهينه و أسلم و اشجع و غفار آمد [٤]اظهار ايمان كردند براى آن تا ايمن شوند.چون رسول-عليه السلام-ايشان را به حديبيّه خواند بازاستادند [٥]و نرفتند،خداى تعالى اين آيت فرستاد:قالت الأعراب آمنّا؛عرب گفتند:بگرويديم و ايمان آورديم [٦]،گفت:بگوى اى محمّد كه ايمان نياوردهاى [٧]، وَ لٰكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنٰا ؛و لكن گويى [٨]اسلام آورديم،يعنى به زبان استسلام كرديم خوف قتل را براى آنكه ايمان به دل باشد و اسلام به زبان و عمل و شرايع.و آيت دليل است بر آنكه ايمان ديگر است و اسلام ديگر،هم در لغت و هم در شرع،چه ايمان تصديق به دل باشد و اسلام اقرار [٩]و استسلام باشد،و خداى تعالى فرق كرد ميان هر دو به اثبات اسلام و نفى ايمان.و اگر هر دو يكى بودى كلام متناقض بودى.آنگه به اين رها نكرد تا گفت: وَ لَمّٰا يَدْخُلِ الْإِيمٰانُ فِي قُلُوبِكُمْ ؛ايمان در دلهاى[١٩-پ]شما نشد.امّا آن آيت كه به معارضۀ اين آرند من قوله: فَأَخْرَجْنٰا مَنْ كٰانَ فِيهٰا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ [١٠]، فَمٰا وَجَدْنٰا فِيهٰا غَيْرَ بَيْتٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ [١١]؛معارضۀ اين آيت را نشايد،براى آنكه ما نگفتيم كه:
ايمان ضدّ اسلام است تا جمعشان به يك جاى درست نباشد،انّما گفتيم كه:
ايمان جز اسلام است،و معنى اين دگر است و معنى آن دگر،و اين از فعل دل باشد و آن از عمل جوارح باشد.و در آيت گفت:ما مؤمنان را ازآنجا برون
[١] .آج و ديگر نسخه بدلها:بنو فلان.
[٢] .آد،گا+اينها بر سبيل سنت بر رسول مىگفتند.
[٣] .اساس،آج:ندارد،با توجّه به آد،گا افزوده شد.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها+كه.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:بازايستادند
[٦] .آد،گا+ قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا .
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها:نياوردهايد.
[٨] .آج:گوييد؛آد،گا:بگوييد.
[٩] .آد،گا+به زبان.
[١٠] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٣٥.
[١١] .سورۀ ذاريات(٥١)آيۀ ٣٦.