روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٦٦ - ترجمه
آتش [١]،مجاهد گفت:آن درفش سبز بود كز [٢]سر آتش بتابد،قال حسّان بن ثابت:
هجوتك فاختضعت لها بذلّ
بقافية تأجّج كالشواظ
و قال رؤبة:
انّ لهم من وقعنا أقياظا[١١٤-پ]
و نار حرب تسعر الشواظا
ضحّاك گفت:دودى باشد كز درفش آتش برآيد كه نه دود هيزم باشد،و بيشتر مفسّران گفتند:درفشى باشد بىدود.ابن كثير و ابن ابي اسحاق«شواظ» خواندند به كسر«شين»،و باقى قرّاء«شواظ»به ضمّ«شين»،و هما لغتان مثل، صوار و صوار.
وَ نُحٰاسٌ ،ابن كثير و ابو عمرو خواندند«نحاس»به كسر«سين»عطفا على «نار»،و دگر قرّاء به رفع خواندند عطفا على«شواظ»،سعيد جبير گفت:
«نحاس»اين جا دود است،و اين روايت ابو صالح است از عبد اللّه عبّاس،قال النّابغة:
يضيء كضوء السّراج السلي
ط لم يجعل اللّه فيه نحاسا
أى دخانا،و أصمعىّ گفت:از اعرابى شنيدم [٣]كه«سليط»روغن سنام [٤]باشد و آن را دودى نبود.مجاهد و قتاده گفتند:مس گداخته باشد،خداى تعالى بفرمايد تا مس گدازند و به سرايشان [٥]فروگذارند،و اين روايت عوفى است از عبد اللّه عبّاس.مقاتل گفت:آن پنج جوى است [٦]مس گداخته از زير عرش بيرون مىآيد و به سر اهل دوزخ [٧]فرومىشود،سه جوى بر مقدار شب [٨]مىرود و دو
[١] .آد،گا+دوزخ.
[٢] .گا:كه از.
[٣] .اساس:شنيد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .كذا:در اساس و همۀ نسخه بدلها؛تفسير قرطبى(١٧٢/١٧):دهن السمسم.
[٥] .آد،گا:دوزخيان.
[٦] .آج و ديگر نسخه بدلها+از.
[٧] .آد،گا:به سر دوزخيان.
[٨] .آد،گا+سياه.