روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٧ - ترجمه
مىكردند تا بطن [١]نخله آمد و قوم خود را گفت:اهل مكّه را دو كوه است كه آنجا طواف مىكنند،و خدايى است ايشان را كه او را مىپرستند [٢]و شما را نيست.
گفتند:پس چه فرمايى؟گفت:من تدبيرى سازم.برفت و سنگى از كوه صفا بكند و يكى از مروه و بياورد و بنهاد در برابر يكديگر،گفت:اين صفا و مروۀ شماست و سه سنگ بگرفت و برهم نهاد در بن درخت [٣]خرما و گفت:اين معبود شماست اين را مىپرستى [٤]و آنجا طواف مىكنى [٥].همچنين مىكردند تا رسول-عليه السلام-مكّه بگشاد [٦]،بفرمود تا آن سنگها برداشت و آن درخت ببريدند،و تولّاى [٧]درخت بريدن خالد وليد [٨]را فرمود.ابن زيد گفت:خانهاى بود به طايف در كه ثقيف [٩]پرستيدندى.
وَ مَنٰاةَ الثّٰالِثَةَ الْأُخْرىٰ ،ابن كثير«مناءة»خواند به مدّ،و ابو بكر و عاصم [١٠]همچنين روايت كردند [١١].و أنشد:
الأهل أتى تيم [١٢]بن عبد مناءة
على الشّنء فيما بيننا ابن تميم
و باقى قرّاء مقصور [١٣]خواندند.قتاده گفت:اين بتى بود كه خزاعه [١٤]پرستيدندى و در اصل قديد را بود.ابن زيد گفت:نام خانهاى است در مشلل [١٥]، بنو كعب[٧٧-ر]آن را پرستيدندى[ضحّاك گفت:صنمى بود از آن هذيل و
[١] .كا:ببطن.
[٢] .آج:ايشان را كش مىپرستند.
[٣] .آج،آد،گا:درختى،كا:درختى از آن.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىپرستيد.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:مىكنيد.
[٦] .آد+و.
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها+آن كار،يعنى.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها:خالد بن وليد.
[٩] .آد،كا،گا:بنى ثقيف.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:ابو بكر عن عاصم.
[١١] .آج و ديگر نسخه بدلها:كرد.
[١٢] .اساس،آج،كا:ائب تيم،با توجه به چاپ شعرانى و مآخذ ديگر تصحيح شد.
[١٣] .اساس:منصوب،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٤] .آد،كا،گا+بنى خزاعه.
[١٥] .اساس،آج:ملل،با توجه به آد،كا تصحيح شد.