روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٧٤ - ترجمه
عِنْدَهٰا جَنَّةُ الْمَأْوىٰ ،گفت:جنّت مأوى نزديك آن درخت است.عبد اللّه عبّاس گفت:بر دست راست عرش است و آن جاى شهيدان است،نظيره قوله:
فَلَهُمْ جَنّٰاتُ الْمَأْوىٰ [١] .عبد اللّه زبير گفت:يعنى جنّت المبيت؛يعنى شبگاه [٢]ايشان باشد نه مهمان رهگذرى [٣]باشند،چنان بودند كه [٤]اگر در بهشت شب بودى هم آنجا بودندى.محمّد بن الكعب القرظىّ در شاذّ خواند:«عندها جنّه المأوى»،به«ها»على الفعل،يعنى ستره،أى ستر النبي-عليه السلام.و بعضى قرّاء در شاذّ خواندند:أجنّه،و المعنى واحد،گفتند:اين قرائت على و أنس است.أخفش گفت:معناه أدركه [٥].
مٰا زٰاغَ الْبَصَرُ وَ مٰا طَغىٰ ،گفت:چشم او بنگرديد [٦]و ميل نكرد و از آنچه خداى او را فرموده بود تعدّى نكرد.و الزيغ؛الميل و الطغيان مجاوزة الحدّ.
لَقَدْ رَأىٰ مِنْ آيٰاتِ رَبِّهِ الْكُبْرىٰ ،گفتند معنى آن است كه:لقد راى الآية الكبرى من آيات ربّه،چنان كه«كبرى»صفت محذوفى باشد،و اگر صفت آيات بودى-كه جمع است-كبر [٧]بايستى.بعضى ديگر گفتند:«كبرى»براى [٨]موافقت سرهاى آيت گفت.در آيت خلاف كردند.عبد اللّه مسعود گفت:رفرفى بود سبز از بهشت فروهشته [٩]] [١٠]چنان كه آفاق بپوشيد [١١].ضحّاك گفت:سدرۀ منتهى بود، عبد الرحمن زيد و مقاتل گفتند:جبرئيل بود-عليه السلام-برآن صورت كه در
[١] .سورۀ سجده(٣٢)آيۀ ١٩.
[٢] .آد:شبانگاه؛كا،گا:شبنگاه.
[٣] .آج،آد،گا:راهگذرى.
[٤] .آج،آد،كا،گا:بود كه.
[٥] .آد،كا+ إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مٰا يَغْشىٰ .
[٦] .كا:به او نگرديد؛آج:او بنگريد.
[٧] .اساس:كبرى،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .آج+آن.
[٩] .آج:فروبهشت.
[١٠] .اساس،گا:ندارد،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١١] .آد،گا:بپوشد.