روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٢ - نظم
[و دفن] [١]او كرد [٢].مهاجر و انصار را از آن غمى عظيم حاصل شد [٣]،ما خان و ما[ن] [٤]خود را رها كردهايم و در خدمت رسول بيامده [٥]،هيچكس اين نديديم از او در زندگى [٦]و بيمارى و مرگ كه اين غلام سياه ديد [٧].
انصار گفتند:ما به جان و مال و خانومان مواسا كرديم،غلامى حبشى را بر ما بگزيد.خداى تعالى اين آيت فرستاد براى عذر رسول-عليه السلام-و بازنمود كه:نسب را اثرى نيست،و انّما كار تقوى دارد و پرهيزگارى،گفت:
يٰا أَيُّهَا النّٰاسُ ،خطاب است با جملۀ آدميان از زن و مرد و عرب و عجم و برده و آزاد،جز كودك و ديوانه و ناقص عقل كز او [٨]خارجاند به دليل عقل. إِنّٰا خَلَقْنٰاكُمْ ؛ ما بيافريديم شما را از نر و ماده از مردى و زنى،يعنى آدم و حوّا-عليهما السلام.
وَ جَعَلْنٰاكُمْ شُعُوباً ؛و شما را شعوب كرديم و هى جمع شعب [٩]،و شعب [١٠]قبيلۀ برتر باشد كه رأس القبائل بود و سر جمهور باشد چون:ربيعه و مضر و اوس و خزرج،و ايشان را شعب براى تجمّع و تفرّق گويند كه ايشان جامع باشند جمله فرزندان را،و از ايشان متفرّق شوند [١١]چنان كه شاخ درخت از درخت منشعب شود.و«شعب»از اضداد است به معنى جمع باشد و[١٨-ر]به معنى تفريق، و مرگ را براى اين شعوب گويند.آنگه فرود شعوب قبايل بود،يكى را قبيله گويند و آن چناناند [١٢]بكر از ربيعه،و تميم از مضر.و پس از قبايل عمائر باشد،يكى را عماره گويند بفتح العين،و اين چنان باشد كه شيبان از بكر و دارم
[٤] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به اد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٢] .آج،آد:بكرد.
[٣] .آج و ديگر نسخه بدلها+گفتند.
[٥] .كا:ايستاده.
[٦] .كا:زندگانى.
[٧] .كا:بديد.
[٨] .آد،كا:كه از او.
[٩] .كا+و شعبه؛گا+و شعب.
[١٠] .كا+از.
[١١] .آج:بشوند.
[١٢] .آد،گا:چنان است كه؛گا؛چنان بود كه.