روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٩ - ترجمه
لِكُلِّ عَبْدٍ مُنِيبٍ ،هر بندۀ تايب را،و اين تبصره و تذكير است همه را و لكن ذكر ايشان كرد براى آنكه ايشان منتفع بودند.و تفعله از بناى تفعيل باشد،و مثله:التذكرة و التكلمة.
وَ نَزَّلْنٰا مِنَ السَّمٰاءِ مٰاءً مُبٰارَكاً ،گفت:فروفرستاديم از آسمان آبى مبارك، يعنى آب باران. فَأَنْبَتْنٰا بِهِ جَنّٰاتٍ ،برويانيديم به او بستانها. وَ حَبَّ الْحَصِيدِ ،و دانۀ كشتنى كه بدروند چون گندم و جو و هر دانه كه آن را به قوت بخورند آدميان [١][٢٦-ر]از هر نوعى.و«حصيد»فعيل است به معنى مفعول،و حبّ الحصيد، اضافة الموصوف الى صفته نيست،براى[آنكه ] [٢]تأويل آن است كه بحبّ [٣]النبت الحصيد و مثله مسجد الجامع و ربيع الاوّل و حقّ اليقين،أى مسجد المكان الجامع و ربيع الشهر الاوّل و حقّ العلم اليقين.
وَ النَّخْلَ بٰاسِقٰاتٍ ،أى و انبتنا النخل باسقات،أى طويلات،و نيز برويانيديم به آب باران درختان خرما [٤]درازبالا.عبد اللّه بن شدّاد گفت:راستبالا.
حسن بصري و فرّاء گفتند من قول العرب:ابسقت الشّاة اذا احملت،و محلّ او نصب بر حال است.و روايت كردند كه رسول-عليه السلام-خواند:«باصقات» به«صاد»و«صاد»و«سين»متعاقب باشند در بسيارى حروف. لَهٰا طَلْعٌ نَضِيدٌ ،آن را برى باشد متراكب.و«نضيد»فعيل است به معنى مفعول.مسروق گفت:
درختان بهشت از ساق تا به سر به ميوه منظوم باشند [٥]،و ميوۀ او به بزرگى مانند شكم سبوى [٦]باشد،و جويهاى او [٧]بر روى زمين رود [٨]و اين جا در آيت مراد درختان دنياست و مورد آيت تذكير نعمتهاى خداى است-جلّ جلاله.
[١] .آد:كه آن را آدميان قوت سازند.
[٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٣] .آد،كا،گا:حب،چاپ شعرانى(٢٧١/١٠):و حب.
[٤] .آد،گا:خرماى.
[٥] .آد،كا،گا:باشد.
[٦] .آد،گا:تله،گا:به بزرگى ميان تله.
[٧] .آد،گا:آب.
[٨] .آد،گا:مىرود.