روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٣ - ترجمه
كلّ شيء حتّى اخيك متاع
و بقدر تفرّق و اجتماع
و قال آخر فى التّحريك:
نال الخلافة او كانت له قدرا
كما اتى ربّه موسى على قدر
و در اين آيت مجبّره را [١]تمسّك نيست براى آنكه خلاف نيست كه افعال خداى تعالى به قدر او باشد و به قضاء او [٢]خلاف در افعال ماست كه افعال ما آنچه نه به فرمان اوست نه به قدر اوست [٣].ايشان گفتند:خير و شرّ و كفر و ايمان به قدر اوست پس قائل به قدر ايشاناند[١٠٠-پ]چون قائل به قدر ايشان باشند«قدرىّ»ايشان باشند كه نسبت با نفى نباشد با اثبات باشد.صرفى آن را خوانند كه صرفى كند [٤]نه آن را كه نكند همچنين شروطى و فرايى و حمّامى و خلقانى،و اين قياسى مطّرد است.
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنٰا أَشْيٰاعَكُمْ ؛حقتعالى گفت ما اشياع شما يعنى اشباه و امثال شما بسيارى هلاك كرديم كه همچون شما كافر و جاحد بودند مرا و نعمت مرا از امّتان سلف. فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ؛كس [٥]هست تا اين ياد كند؟ وَ كُلُّ شَيْءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ ؛و هرچه آن اشياع كردند از خير و از شرّ در صحايف اعمال ايشان مثبت است،و گفتند در لوح محفوظ.
وَ كُلُّ صَغِيرٍ وَ كَبِيرٍ مُسْتَطَرٌ ؛هر فعلى كه كردند از خرد [٦]و بزرگ نوشته است.و مُسْتَطَرٌ ؛مكتتب باشد مفتعل من السطر،يقال:سطرت الشىء و اسطره و كتبته و اكتبه.
إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنّٰاتٍ وَ نَهَرٍ ،گفت:متّقيان،و پرهيزكاران در بهشتها و جويها باشند.و«انهار»براى رءوس آيات نگفت و روا بود كه به«نهر»جنس
[١] .آد،گا+جاى.
[٢] .آد،گا:به قضا و قدر او باشد.
[٣] .آد،گا:كه افعال ما بيشتر نه به فرمان و قدر اوست.
[٤] .آج:صرف كنند.
[٥] .كا:كسى.
[٦] .آد،گا:كوچك.