روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠ - ترجمه
ماست در منزلت.چون موافقت [١]مراد ما كند او را مجيب خوانند،مطيع نخوانند [٢]الّا بر مجاز،چنان كه نگويند:أطاع اللّه فلانا في كذا،انّما يقال:أجابه اليه.و طاعت در برابر امر بود و [٣]برعكس،و اين بيان رفته است پيش از اين.
آنگه گفت: أُولٰئِكَ هُمُ الرّٰاشِدُونَ ،ايشان مصلحان و رشيدان باشند كه به ره [٤]صلاح و سداد باشند.و [٥]عدول كرد از خطاب به غايب، [٦]چنان كه گفت [٧]:
وَ مٰا آتَيْتُمْ مِنْ زَكٰاةٍ تُرِيدُونَ وَجْهَ اللّٰهِ فَأُولٰئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ [٨] ،و قال النّابغة:
يا دار ميّة بالعلياء فالسند
مرّت و طال عليها سالف الأبد
فَضْلاً مِنَ اللّٰهِ وَ نِعْمَةً
،أى كان هذا فضلا،أو فعل هذا فضلا من اللّه و نعمة،گفت:اين كه كرد با شما به فضل و نعمت كرد.و نصب او بر مفعول له است. وَ اللّٰهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ،و خداى تعالى دانا و محكم كار است.
وَ إِنْ طٰائِفَتٰانِ مِنَ [٨-ر] اَلْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا -الآية،بيشتر مفسّران گفتند:
سبب نزول آيت آن بود كه رسول-عليه السلام-يك روز بر مجلسى از مجالس انصاريان باستاد، [٩]على حمار له [١٠]،چهارپاى [١١][بول] [١٢]كرد [١٣].عبد اللّه ابىّ دست بر بينى گرفت و گفت:اين خر را از بر ما ببر كه ما را رنجور كرد.عبد اللّه رواحه گفت:دست بر بينى مگيرى [١٤]از بوى چهارپاى رسول،بوى او خوشتر است از بوى تو.براى عبد اللّه ابىّ مردى خشم گرفت[و سخنى گفت.و براى
[٥] [١] .آد،كا،گا:موافق.
[٢] .آد،كا:خوانند نه مطيع.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:ندارد.
[٤] .آد،كا،گا:بر ره.
[٦] .آج،لا:عتاب،آد،گا،كا:مغايبه.
[٧] .اساس،آج:گفتيم،با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٨] .سورۀ روم(٣٠)آيۀ ٣٩.
[٩] .كا،لا:انصار بايستاد.
[١٠] .كا:بر چهارپاى از آن او.
[١١] .گا+رسول.
[١٢] .اساس:ندارد،با توجّه به آج،و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[١٣] .كا:پس چهار پاى آب بريخت.
[١٤] .آج،مگيريد.