روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٨ - ترجمه
آنجا بود از ايشان الّا خير نديد.صدقه بستد و بازآمد و رسول را-عليه السلام- خبر داد.خداى تعالى آيت فرستاد: يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَكُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ ،يعنى وليد عقبة بن ابي معيط.خداى تعالى او را در اين آيت فاسق خواند و در آيت ديگر [١]: أَ فَمَنْ كٰانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كٰانَ فٰاسِقاً لاٰ يَسْتَوُونَ [٢].حقتعالى در اين آيت مؤمنان را امر كرد،گفت:اى گرويدگان!اگر فاسق خبرى به شما آرد، فَتَبَيَّنُوا ، آهستگى[كنيد] [٣]و تعجيل[مكنيد] [٤]ازآنكه رنجى به قومى رسانى [٥]به نادانسته [٦]، پس پشيمان[شويد] [٧]بر آنچه كرده باشى [٨].
و در آيت دو قرائت است:يكى«تثبّتوا»من التثبّت،تفعّل من الثّبات أى توقّفوا،و ديگر«تبيّنوا»من التّبيين و البيان[٧-ر]،يعنى بدانى [٩]. أَنْ تُصِيبُوا ، المعنى لئلاّ تصيبوا،چنان كه در نظاير او برفت على احد التقديرين،يكى اين كه گفتيم[و يكى حذرا] [١٠]أن تصيبوا،و در آيت دليل است بر آنكه خبر واحد ايجاب علم و عمل نكند،براى آنكه [١١]ايمن نباشند كه قائل دروغ مىگويد،و آنچه به اين صفت باشد از اخبار توقّف واجب باشد در او.و فرقى نبود در اين قضيّه ميان خبر فاسق و خبر عدل [١٢]،براى آنكه عدالت چون به حدّ عصمت نباشد امان حاصل نباشد ازآنكه مخبر دروغ مىگويد و با [١٣]اين جواز على [كلّ] [١٤]حال توقّف واجب[است] [١٥]و گروهى استدلال كردند به اين آيت بر وجوب عمل[بر] [١٦]خبر واحد،و آن آن است كه گفتند:چون[در] [١٧]خبر فاسق توقف[فرمود] [١٨]بايد كه [١٩]در خبر عدل عمل واجب باشد تا فرق بود ميان خبر
[١] .آج،گا،لا:در دگر آيت في قوله.
[٧] [٢] .سوره سجده(٣٢)آيۀ ١٨.
[١٠] [٤] [٣] .اساس:ندارد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .همۀ نسخه بدلها:رسانيد.
[٦] .اساس+و،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد.
[٨] .همۀ نسخه بدلها:باشيد.
[٩] .آج،آد،كا:بدانيد.
[١١] .آج و ديگر نسخه بدلها+خبرى واحدى خبرى است كه.
[١٢] .آد:عادل.
[١٦] [١٣] .آد،گا:براساس.
[١٨] [١٧] [١٥] [١٤] .:ندارد،با توجّه به آج افزوده شد.
[١٩] .اساس:كرد،با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.