روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٧ - ترجمه
خورسانى [١]گفت:يختلف أجزاؤها،قطرب گفت:تضطرب [٢].قال رؤبة [٣]:
مسودّة الاعطاف من وسم العرق
مائرة الضّبعين مصلات العنق
و اصل مور به مجىء [٤]و ذهاب بود،يقال:مار يمور،إذا جاء و ذهب.
گفت حقتعالى آن روز كه آسمان [٥]مضطرب شود و متحرّك و مختلف الحركات و به گردش درآيد مانند كشتى و بر يكديگر آيد بمانند موج دريا،و اين وقت نفخ دوم بود [٦]كه وقت [٧]فناء عالم بود از اعلام خراب دنيا باشد و اشراط ساعت.
وَ تَسِيرُ الْجِبٰالُ [٥٦-ر] سَيْراً. ؛و كوهها به رفتن درآيد [٨]رفتنى و فايدۀ آنكه مصدر در عقب فعل آرند آن باشد كه تهويل كنند و ابهام [٩]كنند بر مخاطب براى آنكه چون قائل گويد:ضرب [١٠]ضربا،مراد آن باشد كه ضربا شديدا او وجيعا او بليغا.آنگه [١١]خواهد تا بليغتر گويد،على ابلغ الوجه [١٢]مطلق بگويد ابهام [١٣]بر مخاطب،و مراد آنكه ضربته ضربا لا يوصف و لا يمكنني وصفه و اعجز عن كنهه و ما اشبه ذلك بر [١٤]سبيل جمله مصادر كه در عقب افعال آيد در قرآن و جز قرآن،اين باشد.
فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ،واى آن روز [١٥]دروغ دارندگان كه خدا و رسولان او را باور ندارند.و«فا»براى آن آورد كه كلام متضمّن شرط و جز است،و تقدير آنكه :اذا كان هذا،فويل للمكذّبين.
[١] .كذا:در اساس؛آج،آد،گا:خراسانى؛كا:خورآسانى.
[٢] .كا:يضطرب.
[٣] .كا+ابن العجّاج.
[٤] .همۀ نسخهها:مور مجىء.
[٥] .كا،گا+و زمين.
[٦] .كا،گا:دويم.
[٧] .آد،گا:محلّ.
[٨] .آد،گا:اندر آيد.
[١٣] [٩] .كا:ايهام.
[١٠] .آد،كا،گا:ضربت.
[١١] .كا+كه.
[١٢] .آد،الوجوه.
[١٤] .آد،گا:و.
[١٥] .آج و ديگر نسخه بدلها+بر.