روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٩ - ترجمه
ابا منذر رمت الوفاء فهبته
و حدت[٣٠-پ]كما حاد البعير عن الدحض
وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ ذٰلِكَ يَوْمُ الْوَعِيدِ
،گفت:و در صور دمند آن روز كه روز وعيد باشد،يعنى روز قيامت.
وَ جٰاءَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَعَهٰا سٰائِقٌ وَ شَهِيدٌ [١] ،فرداى قيامت هركسى مىآيد با او سايقى باشد كه او را مىراند چنان كه شتر را مىرانند به عرضگاه،و گواهى كه بر او گواهى دهد به آنكه او كرده باشد در دنيا از خير و شر.ضحّاك گفت:
سايق از فرشتگان باشد و گواه هم از او باشد اندام او كه بر او گواهى دهد.
عبد اللّه عبّاس گفت:سايق،فرشتگان باشند [٢]و گواه،عمل او باشد.ديگران گفتند:هم سايق و هم گواه فرشتگان باشند.
لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هٰذٰا ،اين جا هم قول مضمر است و تقدير آنكه:
فيقول له.خداى تعالى او را گويد:تو از اين روز غافل بودى،ما [٣]پوشش برداشتيم تا آنچه به خبر مىشنيدى به عيان بديدى،و مراد به«كشف غطاء»آن است كه آنچه معدوم بود در وجود آورديم،آنچه در كتم و پردۀ عدم بود به صحراى وجود آورديم به منزلت آنكه چيزى در پوشش [٤]باشد ظاهر گردانند. فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ ؛ چشمت امروز تيز است،يعنى امروز شك نكنى در آنچه دين [٥]شاك بودى [٦]،و اين بر سبيل تعيير و تعنيف فرمود.مجاهد گفت:معنى آن است كه تيز بنگر [٧]به زبانۀ ترازو تا به جانب حسنات مىرود يا به جانب سيّئات،و درست آن است كه اوّل گفتيم كه مراد به«بصر»علم است در جملۀ آنچه او آن را منكر بود و عاصم الجحدرىّ خواند[٣١-ر]:لقد كنت،بكسر«تا»و كسر كافهاى ضمير در آيت ردّا الى النفس.
[١] .كا،گا+گفت.
[٢] .آج،كا:فرشتهاى باشد؛آد،گا:فرشته بود.
[٣] .كا:تا.
[٤] .كا:پوششى.
[٥] .آج،كا:دى،آد،گا:ديروز.
[٦] .آج:شك داشتى.
[٧] .آج و ديگر نسخه بدلها+و نيك بنگر.