روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٩
همانا كه نگوييد [١]:سقينا بنوء كذا [٢]ما را به طلوع فلان ستاره باران دادند يا به سقوط فلان ستاره.گفتند:يا رسول اللّه!اين وقت انواء نيست و ما اين نگوييم.
رسول-عليه السلام-دو ركعت نماز كرد و دعا كرد،بادى بجنبيد و ابرى بر آمد و بارانى عظيم آمد [٣]تا واديها پر شد و سقايهها [٤]پر كردند.
آنگه رسول-عليه السلام-بر نشست،مردى را ديد كه آب مىگرفت به [٥]قدحى كه داشت [٦]و مىگفت:ما را اين باران به نوء فلان ستاره آمد.رسول -عليه السلام-گفت:من دانستم كه از شما بعضى اين گويند،خداى تعالى اين آيه فرستاد: وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ،گفت:روزى و حظّ و نصيب خود [٧]تكذيب كرديد،و آنگه [٨]نگفتيد اين باران به رحمت خداى آمد،و گفتيد به نوء ستاره آمد.و مثال آيت آن است كه يكى از ما گويد:جعلت إحساني إليك أن تسيء إلى و جعلت شكر إكرامى لك انّك اتّخذتنى عدوّا،و گفتند:تقدير آيت آن است كه:و تجعلون شكر رزقكم التّكذيب،على حذف المضاف و اقامة المضاف إليه مقامه،كقوله: وَ سْئَلِ الْقَرْيَةَ [٩]،و مثله فى المعنى قول الشّاعر:
فكان شكر القوم عند المنن-كىّ الصّحيحات فقأ الأعين و روايت كردند كه رسول-عليه السلام-خواند:
و تجعلون شكركم انّكم تكذّبون ،يعنى به بدل شكر تكذيب كرديد:و بعضى أئمّۀ لغت گفتند [١٠]:در لغت
[١] .آد،گا:گوييد،كا:گويند.
[٢] .آد،گا+يعنى.
[٣] .آد،گا:بباريد.
[٤] .آج،كا:سقاها؛آد:سقايها؛گا:كه مصانع و حياض پر شد،با توجّه به ضبط گا مىتوان حدس زد كه كلمۀ «سقّابه»به معنى گودال آب و حياض و محلّ جمعآورى آب باران بوده باشد.
[٥] .آد،گا+بر نشست به تفرج سيل و آب،شخصى مىآمد و.
[٦] .آد،گا:و قدحى آب در دست داشت.
[٧] .گا،آد،گا+را.
[٨] .آد،گا:بانگه/به آنكه.
[٩] .سورۀ يوسف(١٢)آيۀ ٨٢.
[١٠] .آد،گا+كه.