روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٦ - ترجمه
فمرّ بنا رجل من النّاس و انزوى
اليهم من الحىّ اليمانين ارجل
كتائب من عكّ و لخم و حمير
على ابن نزار بالعداوة أجفلوا
دليل ديگر آن است كه در آخر اين حديث آمد:
و لا يظلم اللّه من خلقه احدا، اين دليل آن باشد كه مراد از اين حديث و ذكر [١]در او خلق است.
وَ أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ ؛و نزديك بكشد [٢]بهشت متّقيان را تا پيش ازآنكه در او روند ببينند. غَيْرَ بَعِيدٍ ؛چنان كه دور نباشد از ايشان. و يقال لهم؛و گويند ايشان را: هٰذٰا مٰا تُوعَدُونَ ؛اين آن است كه شما را وعده مىدادند.
لِكُلِّ أَوّٰابٍ حَفِيظٍ ؛براى هر بازآيندۀ نگاهدارندهاى،يعنى هر توبهكارى كه پس از توبه خود را نگاه دارد تا چيزى نكند كه توبۀ او را خلل بود،و گفتند:مراد به «أوّاب»تسبيحكننده،من قوله: يٰا جِبٰالُ أَوِّبِي مَعَهُ [٣]،و اين قول عبد اللّه عبّاس است و عطا [٤]،مجاهد گفت [٥]آن [٦]باشد كه در خلوت عذر گناه خود بسيار كند [٧]و از آن توبه كند [٨]،گفتند:آن باشد كه به دل با خداى گريزد. حَفِيظٍ ،عبد اللّه عبّاس گفت [٩]:آن باشد كه گناه خود ياد مىدارد تا از او توبه كند [١٠].گفتند:مراد آن است كه نگاه دارد آنچه خداى تعالى به او سپرده باشد از تكليف.ضحّاك گفت:آنكه خود را نگاه دارد و تعبّد كند [١١].عطا گفت[٣٤-پ]:آنكه خداى را و رضاى خداى را نگاه دارد،و اين اقوال متقارب است.
مَنْ خَشِيَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَيْبِ ،محلّ او محتمل است دو وجه را از اعراب:
[١] .كذا در اساس و آج به آد و ديگر نسخه بدلها+قدم.
[٢] .آد،گا:كنند؛كا:بكنند.
[٣] .سورۀ سبأ(٣٤)آيۀ ١٠.
[٤] .آج+و؛آد:كا،گا:عطاست.
[٥] .آج:گفتند.
[٦] .كا:أوّاب آن.
[٧] .آد:در خلوت بسيار گناه خود ياد مىدارد.
[٨] .آج و ديگر نسخه بدلها+و.
[٩] .كا+حفيظ.
[١٠] .كا:و از آن توبه مىكند.
[١١] .آد،كا،گا:تعهّد.