روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٧٧ - ترجمه
يكى جرّ بر صفت«أوّاب»و يكى رفع بر خبر مبتداى محذوف،و هو [١]مَنْ خَشِيَ الرَّحْمٰنَ بِالْغَيْبِ ،گفت:و [٢]او آن باشد كه از خداى بترسد در غيبت مردمان،آنجا كه كس حاضر نباشد از مردمان كه او را شرم يا ترس باشد از او و او دست بدارد از معصيت،او معنى است به آيت [٣]. وَ جٰاءَ بِقَلْبٍ مُنِيبٍ ؛و دلى آرد توبهكننده و بازآينده،سدّى و ضحّاك گفتند:في الخلوة،حسن گفت:چون در ببندد و پرده فروگذارد،و گفتند: بِقَلْبٍ مُنِيبٍ ،مقبل الى طاعة اللّه؛روى به طاعت خداى كرده.
و گفتند: مَنْ خَشِيَ الرَّحْمٰنَ مبتداست،و قوله: اُدْخُلُوهٰا ،در جاى خبر اوست،و التقدير:من خشى الرحمن بالغيب يقال لهم ادخلوها؛گويند ايشان را كه در بهشت روى [٤]ايمن سلامت.گفتند:معنى«سلام»سلامت است،و گفتند:
بسلام من اللّه و ملائكته،و گفتند:بسلامة من زوال النّعم و حلول النّقم. ذٰلِكَ يَوْمُ الْخُلُودِ ؛آن،روز جاويدانى [٥]است كه آن روز را شب نباشد و بنرسد [٦].
لَهُمْ مٰا يَشٰاؤُنَ فِيهٰا ؛ايشان را باشد-يعنى اهل بهشت را-آنچه خواهند و آرزو كنند و تمنّا بود ايشان را.فيها؛در بهشت. وَ لَدَيْنٰا مَزِيدٌ ؛و به نزديك ما زيادت [٧]آنچه بر دل و خاطر ايشان گذر نكند و ره [٨]ندانند [٩]به آن.
وَ كَمْ أَهْلَكْنٰا قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْنٍ ،را آنگه گفت كه:بسكه ما هلاك كرديم پيش ايشان از گروهى كه ايشان به قوّت و شوكت[٣٥-ر]از اينان سختر [١٠]بودند.
فَنَقَّبُوا فِي الْبِلاٰدِ ،عبد اللّه عبّاس گفت:معنى آن است كه اثر كردند در زمين.
مجاهد گفت:برفتند.ضحّاك گفت:بگرديدند.مؤرّج گفت:دور برفتند،و اصل
[١] .كا،گا:أى هو.
[٢] .آد،كا،گا:ندارد.
[٣] .آد:او مؤمنى آئب.
[٤] .آج و ديگر نسخه بدلها:رويد.
[٥] .آج و ديگر نسخه بدلها:جاودانى.
[٦] .اساس:بنرسند،با توجّه به آج و كا تصحيح شد.
[٧] .آد،كا+باشد از.
[٨] .آج:زاد؛كا:راه.
[٩] .آد،كا،گا+و نبرند.
[١٠] .آج و ديگر نسخه بدلها:سختتر.